چند روزی است که توزیع کتابهای درسی دانشآموزان به صورت اینترنتی آغاز شده است. کتابهایی که در سال های گذشته سختی و سنگینیاش نه تنها صدای دانشآموزان و خانواده هایشان بلکه صدای معلمان را هم در آورده است.
برخی از خانوادهها میگویند حجم کتابهای درسی سنگین است وعده دیگر میگویند کتابها آنقدر سخت است که نمیتوانند به دانشآموزان شان موضوعی را آموزش دهند در این میان بسیاری از خانوادهها هم ازسنگینی کوله پشتی دانشآموزان گله دارند و میگویند هر روز دانشآموزان شان کتابهای بسیاری را از خانه به مدرسه حمل میکنند. سنگینی کوله پشتیها موجب شده حالا مسئولان آموزشی اعلام کنند که انحراف ستون فقرات و خستگی و آسیب دیدگی عضلات دو عارضه شایع برای دانشآموزانی است که کیف سنگین حمل میکنند.
برای همین مدت هاست که مسئولان آموزش و پرورش در حال برنامهریزی برای کاهش حجم کتابهای درسی هستند. آنها برای سال تحصیلی جدید میخواهند از اندازه چهار کتاب دوره ابتدایی کم کنند. البته که گرانی کاغذ هم در این میان بیتأثیر نبوده است. علی باقرزاده معاون توسعه منابع و پشتیبانی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی درباره این تصمیم آموزشی میگوید: برای سال تحصیلی ۹۹-۹۸ اندازه چهار کتاب دوره ابتدایی کوچکتر شده و از قطع رحلی به قطع وزیری تغییر میکند. اولویت با دوره ابتدایی است که کتب بزرگتری به لحاظ سایز دارند؛ البته در دوره متوسطه تعداد کتابهای رحلی کم است و تنها در کارودانش و فنی ، کتاب هایی داریم که ناگزیریم با توجه به ضرورت بزرگنمایی تصاویر در برخی رشتهها، چاپ در ابعاد قبلی را ادامه دهیم.
همچنین باقرزاده ادامه میدهد: این کار محسناتی دارد و یک هدف مهم ما از تغییر قطع کتابهای درسی، تغییر سایز کیف بچههاست. وقتی دانشآموزان ما کیفشان کوچکتر شود بار کمتری با خود حمل میکنند که در سلامتشان مؤثر است. از سوی دیگر کتاب کوچک با تعداد دانشآموزان ما در مدارس و ابعاد میز و نیمکتها سازگاری بیشتری دارد. وی درباره تأثیر این تصمیم در صرفهجویی کاغذ مصرفی نیز گفت: این تصمیم بیشتر روی کاهش میزان کاغذ ضایعاتی تأثیر دارد.
ماشین آلات چاپ با قطع وزیری سازگارند و چاپ کتاب در قطع رحلی باعث افزایش ضایعات کاغذ میشود. برآورد کردیم اگر نیمی از کتب فعلی در قطع رحلی، از این پس با قطع وزیری چاپ شوند، ۱۵۰۰ تا 2000 تن کاغذ ضایعاتی کمتر شود؛ آن هم در شرایطی که بیش از ۹۵ درصد کاغذ مورد نیاز ما از خارج کشور وارد میشود.
در سوی دیگر اما رضوانه حکیمزاده معاون ابتدایی وزارت آموزش و پرورش به خبرنگار «ایران»، اعلام میکند: دانشآموزان در پایه اول ابتدایی 5 کتاب درسی، پایه دوم 6 کتاب، پایه سوم تا پنجم 8 کتاب و در پایه ششم هم 9 کتاب درسی داریم. در سال تحصیلی گذشته به مدارس ابلاغ کردیم که تکالیف دانشآموزان باید در مدرسه نوشته شود و دانشآموزان نباید کتاب درسی را حمل کنند همینطور ورود کمک آموزشیها را به مدرسه ممنوع کردیم و برای سال تحصیلی جدید هم این برنامه را در مدارس اجرایی میکنیم.
حکیمزاده معتقد است: ما در جریان کاهش حجم کتابهای درسی نبودهایم اما همکاران ما باید به بحث زیبایی شناختی کتاب دانشآموزان ابتدایی و جذابیت کتاب دانشآموزان توجه کنند. همانطور که میدانید کتابهای دانشآموزان ابتدایی باید راحت خوانده شود و نوع خط و سایز حروف هم بزرگ باشد. دانشآموزان ابتدایی نمیتوانند با هر نوع کتابی ارتباط برقرار کنند. باید کاری کنیم که منابع آموزش ما متکی به کتاب درسی نباشد. او با اشاره به اینکه مدارس باید مکانی را برای نگهداری کتابهای دانشآموزان درنظر بگیرند میگوید: در حال حاضر کوله پشتی دانشآموزان ابتدایی زیاد سنگین نیست اما باید راهکارهایی را برای کتابهای دانشآموزان در نظر بگیریم.
ایران /هدی هاشمی
به گزارش ایران ، ساعت 10 شب دوشنبه 20 خرداد مأموران ندامتگاه تهران بزرگ در جریان درگیری خونینی در یکی از بندهای زندان قرار گرفتند. با حضور مأموران در محل نزاع مشخص شد که یک زندانی 22 ساله به نام علیرضا با ضربههای چاقوی دست ساز مجروح شده است. بلافاصله دو عامل این درگیری دستگیر و پسر مجروح به بیمارستان منتقل شد.
اما ساعتی بعد با وجود تلاش پزشکان پسر جوان بر اثر شدت خونریزی جان باخت. به دنبال مرگ پسر زندانی، موضوع بلافاصله به بازپرس کشیک قتل پایتخت و تیم بررسی صحنه جرم اعلام شد. بلافاصله بازپرس جنایی و تیم صحنه جرم راهی ندامتگاه تهران بزرگ شده و تحقیقات آغاز شد.
نخستین بررسیها نشان میداد مقتول از تیر سال گذشته با محکومیت 8 سال حبس به ندامتگاه تهران بزرگ منتقل شده بود.
اعترافات دو متهم به قتل
به دستور بازپرس رضوانی تحقیقات از دو مرد جوان که در این جنایت نقش داشتند آغاز شد. حمیدرضا – یکی از متهمان – گفت: سال 88 به اتهام نزاع منجر به قتل بازداشت شدم. چند سالی از حبسم گذشته بود که در زندان با یکی از زندانیها اختلاف پیدا کردم. بعد هم در یک درگیری با چاقوی دست ساز مرد زندانی را مجروح کردم که جان باخت. من که به اتهام دو قتل در زندان و در انتظار اجرای حکم بودم، مدتی بعد دوباره با یکی دیگر از زندانیها در زندان درگیر شدم. درگیری ما خیلی شدید بود اما این بار شانس آوردم و او زنده ماند.
متهم ادامه داد: حدود یک سال و نیم قبل با محمدرضا – همدستم در آخرین جنایت - تصمیم به کلاهبرداری گرفتیم. شگرد کلاهبرداریهای تلفنی از طریق ارسال پیامک را از هم سلولی هایمان یاد گرفتیم و با همدستم شروع به کلاهبرداری کردیم. همه چیز خوب پیش میرفت و مالباختهها با دریافت پیامک برنده شدن در مسابقات رادیویی خیلی زود فریب میخوردند و به مقابل دستگاههای عابر بانک میرفتند و پولهایشان را با ترفندی به حساب ما واریز میکردند. اما وقتی راز کلاهبرداریهای ما برملا شد، برای اینکه من و محمدرضا تنبیه شویم ما را از زندان رجایی شهر به ندامتگاه تهران بزرگ انتقال دادند.
حمیدرضا در ادامه گفت: در مدتی که زندان بودیم خیلی اعتراض کردیم که ما را به زندان رجایی شهر برگردانند. اما قبول نکردند و از این موضوع خیلی ناراحت بودیم. مدتی قبل شماره تلفن همراه دخترم را به علیرضا- مقتول- دادم تا به او زنگ بزند و از او بخواهد که به حسابم پول بریزد. اما دخترم به طرز مرموزی ناپدید شد و من تصور میکنم که ناپدید شدن دخترم به علیرضا ربط داشته باشد. به همین خاطر از او کینه به دل گرفتم. محمدرضا هم از یکی دیگر از زندانیها به نام میلاد کینه به دل گرفته بود. برای همین هر دویمان تصمیم به انتقامگیری گرفتیم.
او ادامه داد: شب حادثه شام مفصلی درست کردیم و به بهانه اینکه میخواهیم برای یکی از دوستانم به بندی که علیرضا و میلاد بود ببریم وارد بند شدیم. در سالن علیرضا را دیدیم و با چاقو به او حمله کردیم. هم من و هم محمدرضا ضرباتی را زدیم و قصد داشتیم به سراغ میلاد برویم که دستگیر شدیم.
توهین به همبندی
محمدرضا نیز در تحقیقات گفت: من به اتهام آدم ربایی و حمل مواد مخدر به حبس ابد محکوم شدم. قبل از آن نیز چندین بار بازداشت شده بودم. در زندان رجایی شهر با حمیدرضا آشنا شدم و به خاطر کلاهبرداری تلفنی که در زندان مرتکب شده بودیم ما را به ندامتگاه تهران بزرگ انتقال دادند. مدتی قبل یکی از زندانیان به نام میلاد به یکی از دوستانم که از سرکردههای بند بود توهین کرد. سر همین مسأله کینه او را به دل گرفتم و به فکر انتقام از او افتادم. برای همین زمانی که حمیدرضا ماجرای انتقامگیری را مطرح کرد من هم همراه او شدم تا بعد از کشتن علیرضا به سراغ میلاد برویم.
با اعتراف متهمان به قتل پسر جوان، به دستور بازپرس رضوانی از شعبه هشتم دادسرای جنایی تهران، تحقیقات در رابطه با این جنایت ادامه دارد.
در پی بازتاب گسترده یک عبارت از زبان وزیر نیرو که با اشاره "به مصرف گرایی در ایران" گفته بود چینیها "با یک وعده غذا هم رفع گرسنگی میکنند" او امروز با انتشار یادداشتی توصیحاتی ارائه کرد و گفت که منظورش این نبوده که ایرانی ها یک وعده غذا بخورند بلکه اشاره اش مصرف گرایی در جامعه ایرانی بوده است.
متن کامل یادداشت اردکانیان وزیر نیرو که در روزنامه ایران منتشر شده به این شرح است:
روز 12 خرداد به دعوت خبرگزاری ایلنا از این خبرگزاری بازدید کرده و با کارکنان این رسانه ملاقات کردم. این دیدار فرصتی بود که در آن بیش از 60 دقیقه با خبرنگار محترم این خبرگزاری گفتوگو کنم. متن انتشار یافته این گفتوگو (که کل آن بیش از چند هزار کلمه است و مباحث بسیاری در آن مطرح شده) فقط در 331 کلمه روی خروجی خبرگزاری قرار گرفت و یک عبارت کمتر از 20 کلمهای از آن درباره اشارهای به عادات و رفتار مردم کشور چین، پررنگ شد و به محتوای غالب رسانهها و شبکههای اجتماعی تبدیل شد. شایسته دیدم به احترام ملت ایران که مفتخرم خادم ایشان هستم و نیز وظیفه پاسخگویی، توضیحاتی در این باره ارائه کنم:
اول، خرسندم از اینکه در نظام و دولتی خدمت میکنم که تا حد ممکن پاسدار آزادی رسانهها بوده است به نحوی که شبکههای اجتماعی گسترش فزایندهای یافتهاند تا دسترسی عمومی به گردش آزاد اطلاعات به حدی برسد که حتی عبارتی چند کلمهای از میان مصاحبهای مفصل نیز از چشمها دور نمیماند و حساسیت عمومی را برمیانگیزد.
دوم، من به زیستن در جامعهای که در آن میلیونها شهروند با اذهانی حساس و چشمانی تیزبین کوچکترین کردار مسئولان را زیر نظر دارند، افتخار میکنم. زندگی در دنیایی شفاف، حتی اگر فشار رسانهای ناشی از برداشت مردم از یک عبارت کوتاه بسیار سنگین باشد، به نفع همه شهروندان و ایران ماست.
سوم، در مصاحبه با خبرنگار محترم خبرگزاری ایلنا درباره این موضوعات سخن گفتم: اول، سدها، تاریخچه سدسازی در قرن بیستم، نقش و کارکرد سدها در کاربردهای مختلف؛ دوم، آبرسانی به روستاها؛ سوم، مدیریت سیلاب و چندرشتهای بودن این عرصه و ضرورت اجتناب از قضاوتهای زودهنگام درباره سیلاب، علل و مدیریت آن؛ چهارم، مهندسی رودخانهها و اقداماتی که باید در این زمینه صورت گیرد؛ پنجم، آثار مثبت بارشهای اخیر برای تالابها، تأمین آب مناطق مختلف، بهبود محصولات در کشاورزی؛ ششم بحث مفصلی درباره مدیریت مصرف و تقاضای منابع آب و برق و نوع نگاه وزارت نیرو به تعرفهها و اصلاح آنها به نحوی که در خدمت اصلاح الگوی مصرف باشد؛ هفتم، ظرفیتهای تولید و صادرات انرژی برق فسیلی و تجدیدپذیر کشور؛ هشتم، الحاق ایران به اتحادیه اوراسیا و منافع آن برای کشور و نهم، انتقال آب بینحوضهای و شرایط لازم برای تحقق این کار. هیچ کدام از این مباحث تا این لحظه منتشر نشده و بازتابی نیافته است.
چهارم، در آن مصاحبه بیش از هر چیز تلاش کردم توضیح دهم که اگر تاکنون وزارت نیرو نگاه درآمدی به افزایش تعرفههای آب و برق داشته (که البته نگاه درآمدی هم نبوده و به علت یارانهای بودن آب و برق، هر افزایش تا قبل از رسیدن به قیمت تمامشده، صرفاً کاستن از میزان زیان است و نه کسب درآمد و سود) نگاه جدید ما به اصلاح تعرفهها، افزایش تعرفه به منظور بازدارندگی است. تعرفه بازدارنده یعنی تعرفهای که وضع میشود تا مصرفکننده کمتر مصرف کند و حتی به قیمت کمتر شدن درآمد تولیدکننده آب و برق (به علت مصرف کمتر مصرفکننده) مقدار مصرف کم شود نه اینکه درآمد تولیدکننده افزایش یابد. توضیح دادم تعرفه بازدارنده برای آن است که حدود 25 درصد مصرفکنندگان که از الگو بالاتر مصرف میکنند تشویق شوند که 10 درصد مصرفشان را کاهش دهند.
پنجم، برای خبرنگار محترم توضیح دادم که برخی مصرفکنندگان خیلی بیشتر از الگو مصرف میکنند و گفتم که اگر از مصرفکننده پرمصرف، قیمت واقعی دریافت کنیم، هم او عقلانیتر مصرف میکند و هم میتوانیم برای اقشار ضعیف آب و برق ارزانتر ارائه کنیم. تصریح کردم که «دنبال اصلاح خودمان و پایبندی به اخلاقیات و ایمن کردن جامعه از حیث شیوههای مصرف باشیم.» به مقتضای بحث رایج این روزهای جامعه درباره تحریمها به خبرنگار محترم گفتم «تحریم روی جامعهای اثر میگذارد که آلوده به بدمصرفی باشد.
اگر جامعهای آلوده به بدمصرفی و بیمار نباشد، تحریم کنند چه اتفاقی میافتد؟ ...وقتی وابستگیمان به نفت کمتر شود یعنی کارآییمان را بالا بردهایم، یعنی تولیدمان را بالا بردهایم یعنی میزان کار و بهرهوری را افزایش دادهایم.» موضوع بدمصرف بودن جامعه ایران اولاً با توجه به اینکه همه ایرانیان پرمصرف نیستند و برخی مصرفکنندگان خارج از الگو مصرف میکنند را طرح کردم و در ضمن بر ضرورت کاستن از وابستگی به نفت تأکید نمودم.
ششم، بهواقع به بدمصرف بودن جامعه و اقتصاد ایران اعتقاد دارم. ما در مصرف بنزین، آب، برق، گاز و مواد غذایی بدمصرف هستیم. شهرهایی با آلودگی هوا، انبوه نان خشک، سطلهای زباله مملو از مواد غذایی هدر شده و شدت بالای مصرف انرژی در این کشور نشانه بدمصرفی است. بدیهی است مردم تنها مقصر بدمصرفی نیستند. ساختارهای صنعتی، شهرسازی، کشاورزی و آب و انرژی ما به اندازه کافی کارآمد نیست، اما به واقع اخلاق و عادات رفتاری نادرست ما هم در بدمصرفی سهیم است.
آن یک عبارت درباره غذا خوردن مردم چین نباید سبب شود ایده اصلی بدمصرفی جامعه و اقتصاد در ایران امروز را به فراموشی بسپاریم. از مردم تشکر میکنم که آنقدر به سخنم حساسیت نشان دادند تا برای روشن شدن مسأله در اینجا مقصودم را با صراحت بیشتری تشریح کنم و حتی فرصت مجددی برای گفتوگو درباره آن دست دهد، اما از همین مردم هشیار تقاضا میکنم از کنار ایده بدمصرفی جامعه ایرانی و ضرورت مطالبه برای اصلاح آن به سادگی عبور نکنند.
هفتم، 17 سال از نزدیک با چینیهای بسیاری ارتباط داشته و به مدت 10 سال در سمتهای مدیریتی در مجموعههای مرتبط با آب سازمان ملل متحد فعالیت کرده و پروژههایی را نیز در چین اجرا کردهام. شناخت خوبی از چین دارم و کاملاً آگاهم که چینیها به علل مختلف از جمله برخی سیاستهای صنعتی، جمعیت زیاد اقتصادی، قدرت اتمی بودن و سطح گسترده تجارت با جهان، آسیبپذیری کمتری در مقابل تحریم دارند. اما سختکوشی و کممصرفی جامعه چینی را هم از نزدیک دیدهام بالاخص در دورانی که سالهای آغازین حرکت به سمت توسعه صنعتی امروزین را پشت سر میگذاشتند و عزم خود را جزم کرده بودند تا به قدرتی اقتصادی در جهان بدل شوند.
عبارتی که درباره چین بیان کردم اولاً بدان معنا نبود که ایرانیان باید یک وعده غذا بخورند، بلکه معنایی نمادین داشت و تأکید بر سختکوشی و ظرفیت تحمل جامعه چینی برای رسیدن به اهداف متعالیتر را بیان میکرد. ثانیاً کماهمیت جلوه دادن سایر ابعاد سیاستهای دولت و جامعه چین برای توسعه را نیز مدنظر نداشتم. ثالثاً، در عرصهای بیارتباط با حوزه فعالیت تخصصی خودم سخن نمیگفتم، بلکه بحث کاملاً در ارتباط با مسأله مصرف آب و انرژی بود.
مثالی را برای خبرنگار محترم ایلنا ذکر کردم که ماهیت رویکرد من به بدمصرفی را نشان میداد و اتفاقاً نگاه انتقادی آن مثال هم متوجه مسئولان بود. برای ایشان گفتم من در سفری که به یکی از شهرهای گرمسیری داشتم، در پاویون فرودگاه، دفتر مقامات استانی و حتی دفتر مدیر شرکت تابعه وزارت نیرو، در حالی که دمای محیط در آن زمان 35-34 درجه بود و دمای آسایش هم 25-24 است، بدون استثنا دمای کولر گازی تمام ساختمانها روی 16 و 17 درجه تنظیم شده بود. این یعنی وضع مدیریت مصرف خیلی نامناسب است و خیلی بدعادت و بدمصرف شدهایم. آن عبارت درباره چین بر بستر چنین بحثی و در حد چند کلمه ذکر شده و نه تنها نکته محوری و پیام مصاحبه نبوده، بلکه حاشیهایترین نکته مصاحبه بهشمار میرود.
هشتم، بازتاب زیاد چند کلمه از یک مصاحبه چند هزار کلمهای، واقعیت جامعه رسانهای و شبکهای شده، میزان حساسیت مردم و تحت نظارت بودن مسئولان و ضرورت در نهایت دقت سخن گفتن را یادآور شد. دنیای رسانههای امروز بسیار حساس و پرغوغاست و باید هر مسئولی با ملاحظه بسیار و با احساس مسئولیت فراوان در قبال افکار عمومی و اعتماد جامعه سخن بگوید. در ضمن، از خبرگزاری وزین ایلنا هم خواستهام که متن دقیق و کامل مصاحبه را منتشر کنند تا ماهیت واقعیت آنچه در آن مصاحبه مدنظر بوده است، برای افکار عمومی آشکار شود. همه منتقدان را به دقیق خواندن متن کامل آن مصاحبه دعوت میکنم.
مصاحبهها و متنها فرصتی برای گفتوگو هستند، حتی اگر نسخه ناقص و نادقیقی از آنها، در معرض سوء تعبیرها و حتی بداخلاقیهایی نظیر تاختن بر زندگی خصوصی و نسبتهای ناروا به گوینده سخن قرار گیرد. بازتاب رسانهای این مصاحبه خوشایند نبود، اما با رویکردی مثبت، میتوان آن را به عنوان نشانهای از ظرفیتهای عظیم گفتوگو در جامعه ایرانی تلقی نمود. مهم این است که از این میان، فرصتی برای گفتوگو بسازیم و راهی به سوی آینده بهتر بگشاییم.
با اینکه در طرح جدید مالیات بر خرید سکه، جزئیاتی مانند تعداد سکهها و نسبت مشمولیت آنها قید شده است اما هنوز جزیئات بیشتری از این طرح بزرگ مالیاتی منتشر نشده است؛ جزئیاتی مانند اینکه این مالیات بر اساس کدام اطلاعات و با چه سازوکاری قرار است اخذ شود؟
به گزارش ایسنا، سازمان امور مالیاتی با ابلاغیهای مالیات مقطوع دریافتکنندگان سکه در سال ۱۳۹۷ از بانک مرکزی را تعیین کرد. بر این اساس تمامی خریداران سکه که در سال ۱۳۹۷ نسبت به دریافت حداکثر ۲۰ سکه از سیستم بانکی اقدام کردهاند، مشمول این دستورالعمل و از نگهداری اسناد و مدارک و تسلیم اظهارنامه مالیاتی معاف هستند.
از دلالان سکه چگونه مالیات گرفته میشود؟
سازمان امور مالیاتی کشور، مالیات مقطوع دریافت کنندگان سکه در سال ۱۳۹۷ از بانک مرکزی را تعیین کرد. بر این اساس برای کسانی که بیش از ۲۰ سکه دریافت کردهاند، نسبت به مازاد ۲۰ سکه تا میزان ۶۰ سکه به ازای هر سکه ۱۵۰ هزار تومان مالیات مقطوع، نسبت به مازاد ۶۰ سکه تا میزان ۱۰۰ سکه به ازای هر سکه ۲۰۰ هزار تومان مالیات مقطوع و نسبت به مازاد ۱۰۰ سکه تا میزان ۲۰۰ سکه به ازای هر سکه ۲۵۰ هزار تومان مالیات مقطوع تعیین شده است.
هر چند که انتشار خبر کلیات این طرح باعث به وجود آمدن انتقادات و البته استقبالهایی توسط کارشناسان و فعالان اقتصادی شده، اما واقعیت این است که هنوز بسیاری از جنبهها و جزئیات این طرح بزرگ مالیاتی مبهم مانده است.
سازمان امور مالیاتی گفته است از دریافت کنندگان سکه از بانک مرکزی در سال ۱۳۹۷ که بیشتر از ۲۰ سکه خریده باشند مالیات اخذ خواهد کرد. با این حال مشخص نیست که این مالیات بر اساس چه اطلاعاتی قرار است اخذ شود؟ اگر بر اساس حوالههای صادر شده قرار است این مالیات تعیین شود، پس تکلیف کسانی که چه بسا تعداد بیشتری سکه را در بدون حواله و در بازار غیررسمی خرید و فروش کرده باشند چه میشود و چگونه قرار است اطلاعات آنها رصد شود؟
مالیات بر سکه بر اساس کدام قانون ابلاغ شد؟
مساله دیگر در ارتباط با طرح مالیات بر سکه مربوط به مباحث قانونی است. در حالی که بعد از یک سال لایحه مالیات بر عائدی سرمایه هنوز توسط سازمان امور مالیاتی برای ارائه به مجلس شورای اسلامی فرستاده نشده است، معلوم نیست که طرح مالیات بر سکهها بر اساس کدام قوانین تدوین شده است؟
از سوی دیگر این طرح درست قبل از آمدن رئیس جدید سازمان امور مالیاتی، توسط سرپرست این سازمان آن هم دو روز قبل از آغاز تعطیلات نیمه خرداد تدوین و ابلاغ شد. امری که به نظر میرسد میشد آن را به بعد از آمدن رئیس جدید این سازمان موکول کرد؛ مخصوصاً که این ابلاغیه در رابطه با معاملات انجام شده در سال قبل صادر شده است و فوریت چندانی هم نداشت.
با این همه، ظاهراً باید منتظر ماند و دید که واکنش رئیس جدید سازمان امور مالیاتی به طرح مالیات بر سکه که تنها چند روز قبل از ورود او به سازمان امور مالیاتی ابلاغ شده است چیست و از طرفی این سازمان جزئیات بیشتری را در این رابطه منتشر کند.
پژوهش جدیدی نشان می دهد که جراحی کاهش وزن می تواند با تغییر فعالیت در بخشی از مغز از احتمال ابتلا فرد به آلزایمر بکاهد.
به گزارش مهر، مطالعات قبلی نشان داده است که احتمال ابتلا افراد دارای اضافه وزن به آلزایمر تا ۳۵ درصد بیش از افراد با وزن معمولی است. حال در مطالعه ای جدید، رابطه بین جراحی کاهش وزن و احتمال ابتلا به آلزایمر مورد بررسی قرار گرفت.
در این مطالعه، برخی از قسمت های مغز تعدادی از زنان پیش و پس از جراحی کاهش وزن مورد بررسی قرار گرفت. در آزمایشات پیش از جراحی مشخص شد که سوخت و ساز قند در قسمتهایی از مغز این زنان، بیشتر از زنان سالم و بدون اضافه وزن است. در واقع چاقی به افزایش فعالیت در بخشهایی از مغز که موجب گسترش آلزایمر می شود می انجامد. این بخش از مغز «شکنج کمربندی خلفی» نام دارد. از آنجا که جراحی کاهش وزن موجب کاهش فعالیت در این ناحیه می شود، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که شاید این جراحی به کاهش خطر آلزایمر و فراموشی نیز بیانجامد.
در حال حاضر، شکل های مختلفی از جراحی کاهش وزن در دنیا وجود دارد. هدف از این جراحی ها، کاهش میزان غذای مصرفی توسط فرد است. این کار با کاهش حجم معده و یا با کاهش جذب مواد غذایی از طریق برداشتن بخشی از روده کوچک صورت می پذیرد. در برخی از جراحی های کاهش وزن موسوم به «بای پس Roux-en-Y» (RYBG)، هر دوی این اقدامات صورت می پذیرد.
دانشمندان در این مطالعه به بررسی جراحی RYBG بر روی عملکرد مغزی ۱۷ زن دارای اضافه وزن پرداختند. در این تحقیق، از اسکن PET و نیز آزمون های عصب-روانشناختی برای تعیین میزان فعالیت مغز پیش از جراحی و شش ماه پس از انجام جراحی استفاده شد. همچنین آزمایشاتی مشابه بر روی گروه ۱۶ نفره کنترل نیز انجام شد.
همان طور که اشاره شد میزان فعالیت در بخشهایی از مغز این زنان از جمله «شکنج کمربندی خلفی» بالا بود. با این حال، پس از جراحی از میزان فعالیت این ناحیه کاسته شده بود. در واقع میزان سوخت و ساز مغز در این زنان پس از جراحی همانند میزان سوخت و ساز مغز زنان با وزن معمولی شده بود.
همچنین عملکرد مغزی این زنان پس از جراحی در آزمون های سنجش عملکرد اجرایی مغز (توانایی مغز برای مرتبط ساختن تجربیات گذشته با فعالیت کنونی) افزایش یافت. گفتنی است از عملکرد اجرایی مغز برای برنامه ریزی، سازماندهی و تعیین راهبرد استفاده می شود. همچنین پنج آزمون دیگر نیز که به بررسی جنبه های حافظه ای و عملکرد شناختی مغز می پرداخت، قبل و پس از عمل تغییر چندانی نداشت.
از اینرو دانشمندان معتقدند جراحی کاهش وزن نه تنها برای سلامت جسمی فرد سودمند است، بلکه با افزایش بخشی از توانایی های مغز می تواند برای سلامت ذهنی او نیز مفید باشد.