در ایران شاید کمتر کسی با نام شلدون آدلسون Sheldon Adelson آشنایی داشته باشد. او کسی است که ترامپ از سالها قبل خود را مدیون حمایتهای دوران ورشکستگیاش میداند. زمانی که ترامپ در چند مرحله با بحران ورشکستگی مالی مواجه شده بود، آدلسون با کمکهای وسیع، مانع از فروپاشی سرمایه و تاج و تخت ترامپ گردید.
روزنامه ایران در یادداشتی به قلم میلاد اکبری، نوشته است: او که سرمایه خود را از قمارخانهداری و کازینوداری به دست آورده و هنوز هم در بین سرمایهداران این صنوف یکی از مطرحترینهای آنها میباشد، یک دوتابعیتی اسرائیلی- امریکایی است.
اکثر هزینههای تبلیغاتی ترامپ در ۲۰۱۶ را نیز همین آدلسون تقبل نمود و ترامپ پیروزی خود را مدیون اوست. شلدون آدلسون، برنارد مارکوس و پاول سینگر سه نفر از کسانی هستند که مبالغ سنگینی بابت هزینههای کمپین انتخاباتی ترامپ پرداخت کردهاند. مارکوس و آدلسون هر دو از اعضای «ائتلاف یهودیان جمهوریخواه» و عضو حزب لیکود هستند. فقط در یک مورد آدلسون و همسرش «میریام» مبلغ ۳۵ میلیون دلار برای هزینههای انتخاباتی ترامپ و ۲۰ میلیون دلار کمک به صندوق رهبری کنگره (نهادی مافوق «کمیته اقدام سیاسی») و سازمانی که در کار جمعآوری کمکهای کمپینهای انتخاباتی از اعضا است، پرداختند. آنها با این کمکها تلاش میکنند اکثریت جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان امریکا را با خود همراه کنند.
در اقدامی دیگر ۳۵ میلیون دلار به صندوق رهبری سنا در انتخابات ۲۰۱۶ کمک کردند. آدلسون طرفدار انجام یک حمله اتمی به ایران به عنوان یک تاکتیک مذاکره و تهدید بوده است. به گفته کینگریچ که او نیز از دریافتکنندگان بزرگ کمک مالی آدلسون در کمپین انتخاباتی ۲۰۱۲ بود «آدلسون برای اسرائیل یک ارزش محوری» محسوب میشود. برنارد مارکوس دومین حامی مالی ترامپ در کمپین انتخاباتی، مبلغ ۷ میلیون دلار به کمیته اقدام سیاسی، ۵۰۰ هزار دلار به صندوق رهبری کنگره (CLF) و دو میلیون دلار به صندوق رهبری سنا (SLF) کمک کرده است.
آدلسون و مارکوس رابطه نزدیکی با «بنیاد دفاع از دموکراسی» (وابسته به جناح عقابها- جمهوریخواهان) دارند. آدلسون مبلغ حداقل یک و نیم میلیون دلار به این بنیاد در سال ۲۰۱۱ (سالی که اوج افزایش تنشها و شایعات در مورد جنگ اسرائیل علیه ایران بوده است) کمک کرده است. مارکوس هم در همان سال مبلغ ۱۰.۷ میلیون دلار به این بنیاد کمک کرده است. پاول سینگر، سومین حامی مالی ترامپ نیز در سال ۲۰۱۱ مبلغ ۳.۶ میلیون دلار به بنیاد دفاع از دموکراسی کمک کرده است. کارکنان مؤسسه «مدیریت الیوت» (Elliott Management) که متعلق به پاول سینگر است، دومین کمک بزرگ مالی را به ستاد انتخاباتی سناتور تام کاتن (Tom Cotton) از جمهوریخواهان (وابسته به جناح عقابها) و مخالف ایران، انجام دادهاند. سینگر نیز به تنهایی مبلغ ۱.۹ میلیون دلار بهCLF و ۶ میلیون دلار به SLF کمک مالی کرده است.
هر سه میلیاردر مذکور مجموعاً بیش از ۴۰ میلیون دلار کمک مالی به شخص ترامپ کردهاند. آنها همچنین در سال ۲۰۱۶، ۴۴ درصد کمکهای مورد نیاز را به CLF و ۴۷ درصد را به SLF پرداخت نمودهاند. اکنون، آدلسون صهیونیست میلیاردر و صاحب کازینو تبدیل به بزرگترین حامی مالی انتخابات فدرال شده است. او طی ماههای گذشته در تلاشی برای حفظ اکثریت جمهوریخواهان در کنگره و سنا مبلغ ۵۵ میلیون دلار پرداخت کرده است. تصمیم جدید او برای اعطای کمک چند ۱۰ میلیون دلاری به جمهوریخواهان؛ نتیجه موفقیتهای او در تأثیرگذاری بر سیاستهای امریکا از زمان روی کارآمدن ترامپ و پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات گذشته بوده است. آدلسون از امکان مکالمه تلفنی مستقیم با ترامپ برخوردار است و به طور مرتب هر یکماه یک مرتبه با ترامپ دیدار خصوصی دارد. آدلسون و همسرش اعتقاد دارند که «کنترل جمهوریخواهان بر مجلس سنا و کنگره امری حیاتی برای حفظ سیاستهای دست راستی و طرفدار صهیونیسم و تأثیر آنها بر واشنگتن و کاخ سفید میباشد.
از جمله سیاستهایی که متأثر از کمکهای آدلسون بودهاند، میتوان به انتقال سفارت امریکا از تلآویو به بیتالمقدس، کنار کشیدن امریکا از برجام و تصمیم اخیر امریکا از عدم کمک به آژانس حمایت از پناهندگان فلسطینی سازمان ملل متحد اشاره کرد. آدلسون یک بار گفته است: «چیزی به عنوان یک فلسطینی وجود ندارد!» به گفته خود آدلسون، در ازای این کمکها فقط از ترامپ ۲ خواسته داشته: ۱- خروج از برجام ۲- بردن سفارت اسرائیل به بیتالمقدس.
نقش دیگر آدلسون، گردهم آوردن سیاستمدارانی است که سالها جزو معتمدین او به شمار آمدهاند از جمله نیکی هیلی (که سالها دریافت کننده کمکهای نقدی آدلسون در کمپینهای انتخاباتی بوده و قبلاً سفیر امریکا در سازمان ملل بود). مایک پمپئو (رئیس سابق سیا که حامی بمباران ایران بوده و اکنون وزیر خارجه امریکاست) و جان بولتون (یار غار آدلسون که اکنون مشاور امنیت ملی امریکاست) آدلسون همچنین در برکناری رکس تیلرسون و مک مستر از پستهای خود نقش اساسی داشته است.
در زمان مذاکرات مربوط به برجام، آدلسون به طور علنی حمایت خود را از یک حمله اتمی (ناگهانی و بدون اطلاع قبلی) به ایران اعلام کرده است. او اعتقاد داشته این حمله باعث میشود امریکا بتواند درخواستهای خود از ایران را از موضع قدرت اعمال کند.
به نظر آدلسون هرگونه اقدام دیپلماتیک با ایران «بدترین تاکتیک مذاکره است که میتوان تصور کرد.» تاکنون ترامپ نشان داده است که قطع نظر از عواقب «توصیههای» (جنگطلبانه) آدلسون، تمایل به برآوردن نظرات او دارد. به نظر میرسد اطاعت از آدلسون اساسیترین گامی است که ترامپ و سایر جمهوریخواهان باید انجام دهند تا در مسند قدرت باقی بمانند.
آدلسون همچنین از حامیان اصلی مالی نتانیاهو است و نقش مهمی به عنوان مالک و بنیانگذار روزنامه عبری زبان پرتیراژ Hayom دارد. بر اساس تحقیقی که در سال ۲۰۱۴ توسط دانشگاه پرینستون انجام شده، بی شک امریکا دارای یک حکومت الیگارشی است که حامی منافع ثروتمندان و صاحبان قدرت است و اکثریت شهروندان این کشور در آن نفعی ندارند.
نکته قابل توجه این است که هم اکنون امریکا تحت کنترل «یک فرد» (شلدون آدلسون) میباشد، مردی که مکرراً نشان داده احترامی برای زندگی انسانها قائل نیست. قدرت او در رسانههای امریکایی به حدی است که میتواند مقالات و اخباری را که علیه خودش منتشر میشود با پول خریداری و از سایتها و رسانهها حذف نماید.در ضمن آدلسون زمینه انتصاب جان بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی امریکا را فراهم آورد. آدلسون قبلاً یک بار گفته بود آرزو میکرده به جای ارتش امریکا در ارتش اسرائیل خدمت میکرده است.
بنا به اعلام مدیرکل امور باشگاههای وزارت ورزش، هر یک از دو باشگاه پرسپولیس و استقلال در دو سال گذشته رقمی بالغ بر ۴۰ میلیارد تومان درآمدزایی داشتهاند.
افشین داوری مدیر کل امور باشگاههای وزارت ورزش در گفتگو بامهر در مورد آخرین وضعیت پرسپولیس و استقلال برای واگذاری به بخش خصوصی توضیح داد و گفت: نسبت به گذشته و اقداماتی که انجام شده بود، هیچ اتفاق جدیدی رخ نداده است. در واقع وزارت ورزش اقداماتی که باید برای مهیا شدن شرایط واگذاری دو باشگاه پرسپولیس و استقلال انجام میداد را به سرانجام رسانده است. از حالا به بعد باید سازمان خصوصی سازی و سازمان بورس و تصمیم گیرندگان این دو سازمان پیگیر امور باشند.
وی با یادآوری اقدامات انجام شده توسط وزارت ورزش خاطرنشان کرد: سرخابیها ثبت شرکت شدهاند. میزان داراییهای آنها را استخراج کردهایم. درآمد سالانه آنها هم مشخص شده است. از همه مهمتر اقدامی بود که در رابطه با تعیین بدهی سرخابیها و پرداخت آن انجام شد. حتی موفق شدیم با پرداخت بدهی پرسپولیس و استقلال که رقمی معادل ۵۵ میلیارد تومان بود، مجوز حرفهای شدن دو باشگاه را بگیریم.
داوری با بیان اینکه حسابرسی سالانه در مورد هر دو باشگاه پرسپولیس و استقلال انجام شده، تصریح کرد: تمام بدهی مالیاتی این دو باشگاه تجمیع و در حال حاضر در کمیسیون ماده ۲۵۱ مکرر قانون مالیاتی کشور مورد رسیدگی مجدد قرار گرفته که امیدوار هستیم هرچه زودتر مرتفع شود. در کل اینکه اراده وزارت ورزش بر واگذاری است و تلاش میکنیم که این مهم هرچه زودتر به سرانجام برسد.
«پس چرا تاکید دارید که نسبت به گذشته و اقدامات انجام شده، اتفاق جدیدی در این زمینه رخ نداده است؟»، وی در پاسخ به این پرسش خبرنگار مهر گفت: اتفاق جدیدی در مجموعه وزارت ورزش رخ نداده چون تمام کارهایی که باید برای انجام خصوصی سازی در این وزارتخانه انجام میشد، انجام شده است. حتی در مورد عام شدن سهام استقلال هم اقدامات لازم انجام شده و به زودی به سرانجام میرسد. در واقع پیگیری روند واگذاری سرخابیها از مجموعه وزارت ورزش خارج شده است. سازمان خصوصی سازی از اینجا به بعد تعیین کننده و تصمیم گیرنده است. البته همکاری وزارت ورزش با این سازمان و در قالب کمیته ویژه ای که برای پیگیری کارها تشکیل شده، ادامه دارد.
مدیرکل امور باشگاههای وزارت ورزش تصریح کرد: البته دوستانمان در سازمان خصوصی سازی بیکار نیستند، پیگیر موضوعات مرتبط با خصوصی سازی هستند. آنها پیگیر پیش بینی قوانین و تبصرههایی هستند که روند و نتیجه واگذاری را راحت تر و بهتر خواهد کرد.
وی خاطرنشان کرد: سازمان خصوصی سازی برای واگذاری پرسپولیس و استقلال با مشکلاتی مواجه بود. بخشی از این مشکلات توسط ما حل و فصل شد. بخشی هم در قوانین کلی واگذاری وجود دارد که دوستانمان در سازمان خصوصی سازی در تلاش برای اصلاح آنها هستند. همین ۱۰ روز پیش که آخرین نشست برای پیگیری روند واگذاری سرخابیها برگزار شد، اصلاحاتی ارائه شد که اگر مصوبه بگیرد و در مجلس تصویب شود، نتایج خوبی به همراه خواهد داشت.
داوری به کارگروه خصوصی سازی باشگاهها که روز سه شنبه در مجلس تشکیل خواهد شد، اشاره کرد و گفت: امیدوارم در این نشست به نتایج خوبی برسیم و تمام موانع برای واگذاری برداشته شود و سازمان خصوصی سازی هر چه زودتر شرایط و نحوه خصوصی سازی را اعلام کند.
مدیرکل امور باشگاههای وزارت ورزش همچنین گفت: ظاهراً بررسی روند واگذاری سرخابیها در سازمان خصوصیها این روزها در مرحله بحث روی برند دو باشگاه است که امیدوارم زودتر به نتیجه برسد به خصوص که فصل نقل و انتقالات را در پیش داریم و ممکن است این شرایط به فعالیت دو باشگاه در این فصل آسیب بزند.
«وزارت ورزش بارها در مورد میزان بدهی دو باشگاه پرسپولیس و استقلال و اینکه مبلغ آن پرداخت شده، اطلاع رسانی داشته اما در مورد میزان درآمد سالانه دو باشگاه و همچنین میزان داراییهای آنها هیچ توضیحی ارائه نشده است. در حالی که خودِ شما هم تاکید دارید که در این دو زمینه هم اطلاعات کامل استخراج شده است.»
داوری در واکنش به این موضوع گفت: درآمد دو باشگاه پرسپولیس و استقلال رقم ثابتی نیست، هر سال با سال دیگر متفاوت است. مارکتینگ، اسپانسر و بلیت فروشی در این زمینه تعیین کننده است. همین فصل گذشته وضعیت درآمدزایی در دو باشگاه کاملاً متغیر بود. مسلماً نتایج بهتر یک تیم کمک کرد تا اسپانسر بهتر، بلیت فروشی بیشتر و مارکتینگ قویتر داشته باشد. مواردی که برای تیم دیگر کمرنگتر بود. در واقع وزارت ورزش مسیر و جایگاه درآمدی دو باشگاه را برای پشتیبانی مشخص کرده است.
وی تاکید کرد: طی دو فصل ۹۶ - ۹۵ و ۹۷ - ۹۶ درآمدزایی هر یک از دو باشگاه پرسپولیس و استقلال سالانه بالغ بر ۴۰ میلیارد تومان بوده است. البته در مورد رقم دقیق اختلاف نظرهایی میان اسپانسر و باشگاهها وجود دارد اما به طور میانگین این رقم برای هر دو باشگاه وجود داشت.
داوری همچنین در مورد میزان داراییهای سرخابیها یادآور شد: دفتر محل استقرار و ورزشگاهها دارایی عمده این دو باشگاه هستند اما سند آنها به نام خودشان نیست. البته این موضوع خللی در روند واگذاری ایجاد نخواهد کرد.
مدیرکل امور باشگاههای وزارت ورزش تاکید کرد: پیگیر هستیم تا هرچه زودتر واگذاری پرسپولیس و استقلال را به سرانجام برسانیم. به هر حال بخشهای خصوصی نسبت به دولتی، درآمد و هزینه کرد بهتری خواهند داشت. در بخشهای دولتی محدودیتهایی در این زمینه وجود دارد.
به گزارش مهر، بر اساس بند «ه» قانون بودجه ۹۸ کشور، وزارت ورزش و جوانان مکلف است با همکاری سازمان بورس و اوراق بهادار و سازمان خصوصیسازی حداکثر تا پایان شهریور ماه ۱۳۹۸، شرایط پذیرش دو شرکت فرهنگی ورزشی پرسپولیس و استقلال را در بازار پایه فرابورس فراهم کند.
پس از اعتراف دومین گزینه جانشینی ترزا می به مصرف مواد مخدر، گمانهزنیها درباره سوء سابقه سایر جانشینهای احتمالی «ترزا می» و سیاستمداران مطرح انگلیس بالا گرفته است.
«مایکل گوو» وزیر محیطزیست انگلیس بهتازگی در گفتوگو با نشریه دیلی میل انگلیس اعتراف کرد ۲۰ سال پیش کوکائین مصرف کرده و اما حالا پشیمان است. او در توجیه اقدام خود میگوید: آن زمان یک خبرنگار جوان بودم. اشتباه کردم و حالا که به آن زمان نگاه میکنم فکر میکنم ایکاش مرتکب چنین اقدامی نشده بودم.
گوو که در دوره نخستوزیر پیشین انگلیس وزارت دادگستری را بر عهده داشت، معتقد است که اقدام او نباید مانعی برای شرکت در انتخابات درونحزبی تلقی شود و زمانی مرتکب این اشتباه شده که قصد ورود به دنیای سیاست نداشته است.
پیشازاین روری استورات وزیر توسعه بینالملل انگلیس هم به دلیل مصرف تریاک در سفرش به ایران عذرخواهی کرده بود.
استورات در گفتوگو با شبکه اسکای نیوز به غیرقانونی بودن اقدام خود اذعان کرد و گفت: "اشتباه خیلی احمقانهای بود که ۱۵ سال پیش مرتکب شدم. درواقع به ایران رفته بودم تا تأثیر مخرب تریاک را از نزدیک ببینم. من تأثیر آن را وقتی وزیر امور زندانها بودم، دیدهام. این کار بسیار اشتباهی بود، اشتباهی احمقانه کردم. "
وی افزود: "من در یک مراسم عروسی بودم و یک نفر در اتاقی وسیله استعمال تریاک را دستم داد و من هم آن را کشیدم. نباید این کار را میکردم، اشتباه بود. "
بوریس جانسون بخت اصلی جانشینی «ترزا می» هم در سال ۲۰۰۷ به نشریه «جی کیو» گفته بود در دوران جوانی کوکائین و ماریجوانا مصرف کرده است. او دراینباره گفته است: این ماجرا مربوط به زمانی است که دانشگاه بودم و بهوضوح خاطره آن را به یاد دارم.
همچنین «جرمی هانت» وزیر امور خارجه کنونی انگلیس و یکی دیگر از ۱۱ نفری که تاکنون خود را برای جانشینی ترزا می نامزد کردهاند در مصاحبه با روزنامه «تایمز» اعتراف کرده نوشیدنی «بانگ لیسی» حاوی ماریجوانا مصرف کرده است.
البته در این فهرست نام افرادی چون دیوید کامرون و گوردون براون نخست وزیران سابق انگلیس و جورج آزبورن و الیستر دارلینگ وزیران دارایی اسبق این کشور هم به چشم میخورد که به مصرف ماریجوانا اعتراف کردهاند.
رقابت برای تصاحب کرسی نخستوزیری انگلیس از روز دوشنبه رسماً آغاز خواهد شد. ترزا می جمعه گذشته از رهبری حزب حاکم محافظهکار به دلیل ناکامی در تحقق برگزیت کنارهگیری کرد و تا تعیین جانشین خودسرپرست دولت باقی خواهد ماند.
خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، اصلیترین چالشی است که نخستوزیر بعدی این کشور با آن روبرو خواهد شد. تاکنون دو نخستوزیر و چندین وزیر کابینه دولت انگلیس قربانی این مساله شده و ناظران میگویند تضمینی نیست که نخستوزیر بعدی انگلیس هم به سرنوشت اسلاف خود دچار نشود.
انگلیس قرار بود فروردین گذشته از اتحادیه اروپا خارج شود، اما به دلیل مخالفت پارلمان با طرح دولت «می» درباره چگونگی خروج از اتحادیه اروپا، این روند به بنبست خورده است. اتحادیه اروپا با تمدید مهلت برگزیت، تا نهم آبان ماه فرصت داده تا پارلمان انگلیس درباره نحوه برگزیت به اجماع برسد. بااینحال شکاف عمیق میان نمایندگان، چشمانداز رسیدن به چنین اجماعی را غیرممکن کرده است.
ایرنا
به گزارش خراسان،وی گفت: علاقه زیادی به خوردن شکلات داغ داشتم اما پزشک معالجم مرا از خوردن شکلات داغ به شدت منع کرده بود تا جایی که مادرم نیز هیچ گاه اجازه نمی داد حتی رنگ شکلات داغ را ببینم به همین دلیل خوردن این نوع شکلات برایم به یک آرزو تبدیل شده بود و دوست داشتم برای یک بار هم که شده طعم آن را بچشم.این آرزو زمانی برآورده شد که به تنهایی و برای خرید به خیابان رفته بودم.
آن روز ناگهان چشمم به تابلوی «شکلات داغ موجود است» روی شیشه یک کافی شاپ خیره ماند . داخل کافی شاپ دخترها و پسرهای زیادی را دیدم که کنار یکدیگر مشغول صرف قهوه، نسکافه و شکلات داغ بودند. حس کنجکاوی سراسر وجودم را فراگرفته بود. دلم نمی خواست چشمانم را به روی شکلات داغ ببندم و از آن جا عبور کنم!
بالاخره دل به دریا زدم و یک شکلات داغ سفارش دادم در همین حال پسر جوانی کنارم نشست و گفت: اگر به تنهایی از کافه خارج شوی دیگر پسران برایت ایجاد مزاحمت می کنند اگر دوست داری می توانم تو را با خودروی سواری ام به خانه برسانم.
آن لحظه از این که پسر جوانی به من اهمیت می داد و پشتیبانم بود ذوق زده شده بودم. از سوی دیگر با دیدن خودروی گران قیمت او احساس غرور می کردم با خوشحالی سوار خودرو شدم اما آن جوان غریبه از من خواست سرم را از زیر صندلی بالا نیاورم تا کسی مرا داخل خودرو نبیند اما حدود 20 دقیقه بعد خود را داخل پارکینگ منزلی دیدم که آن جوان مرا به آن جا برده بود.
خواستم فریاد بزنم اما راننده و یکی از دوستانش تهدید کردند که مرا می کشند. به ناچار با آن ها همراه شدم و به داخل منزلی رفتم که یک روز مرا آن جا نگه داشتند دیگر هستی ام را از دست داده بودم که آن ها مرا رها کردند. در دو راهی تردید قرار داشتم و نمی توانستم تصمیم درستی بگیرم . اگر با پلیس تماس می گرفتم می ترسیدم آبرویم برود اگر به خانه بازمی گشتم نگران بودم که خانواده برای حفظ آبروی خودشان مرا طرد کنند با اشتباهی بزرگ تر به خانه یکی از دوستانم رفتم که با مادرش به تنهایی زندگی می کردند.
مادر او وقتی ماجرایم را شنید خیلی از من استقبال کرد و گفت: از تو مانند دخترم نگهداری می کنم به همین خاطر چند روز بعد به همراه دوستم در یکی از مراکز تجاری مشهد به عنوان فروشنده مشغول کار شدیم. در این شرایط مادر دوستم مرا با پسر جوانی آشنا کرد تا با یکدیگر ازدواج کنیم اما من فقط با آن جوان ارتباط داشتم و خبری از ازدواج نبود.
وقتی فهمیدم که مادر دوستم از آن جوان پول گرفته تا ارتباط مرا با او برقرار کند از خودم متنفر شدم و به اشتباهم پی بردم. دیگر واقعا دلم برای خانواده ام تنگ شده بود و دوست داشتم دلتنگی هایم را در کنار آن ها فریاد بزنم به همین دلیل با مادرم بعد از گذشت حدود دو ماه از این ماجرا تماس گرفتم و ماموران کلانتری سراغم آمدند و مرا به خانواده ام تحویل دادند .
انتشار کتاب جدیدی از کودکی رهبر کره شمالی جزئیات تازهای از کیم منزوی و تنها در دوران کودکی را به تصویر کشیده است.
کیم جونگ اون، رهبر کرهشمالی وقتی سال ۲۰۱۱ قدرت را به ارث برد ۲۷ سال داشت و جایگاهش را در سلسله کیم که پدربزرگش بنیان گذار آن بود، باز کرد.
در کتاب جدید رئیس دفتر واشنگتن پست در پکن با عنوان «جانشین کبیر: سرنوشت بینظیرِ الهی رفیق کیم جونگ اونِ درخشان» جزئیاتی از کودکی عجیب و تنهایی کیم جونگ اون که حول قدرت، امتیازات و اختیارات میچرخید، فاش شده است. به گزارش ایسنا، براساس گزیدههای این کتاب، کودکی کیم جونگ اون مملو از سفر و درسهایی از حاکمیت ظالمانه بوده است. او و برادر بزرگ ترش، کیم جونگ چول، لباس نظامی کوچکی به تن میکردند تا ژنرالهای کوچک شوند. اهل خانه هم آن ها را «شاهزادههای کوچک» مینامیدند. سرآشپز کنجی فوجیموتو که از ژاپن به کرهشمالی رفته بود تا در دربار سلطنتی سوشی تهیه کند، در اولین برخورد با کیم جونگ اون کوچک، او را دارای «چشمان نافذ» یافت.
این آشپز ۴۰ ساله از برخورد این کودک شگفتزده و خجالتزده شده بود. او میگوید: در چشمانش که به من زل زده بود، حرفش خوانده میشد: «ژاپنی شنیع». پس از چند دقیقه کیم جونگ ایل مداخله کرد تا اوضاع را به دست بگیرد.
فوجیموتو تنها یکی از چندین سرآشپزی بود که غذاهای تشریفاتی برای کیم جونگ ایل، رهبر وقت کرهشمالی و خانواده او سرو میکرد. آن ها قرقاول کبابی، سوپ باله کوسه، گوشت بز کبابی به سبک روسی، لاکپشت بخارپز، مرغ و خوک سرخ شده و پنیر راکلت سوئیسی با سیب زمینی تهیه میکردند. خانواده سلطنتی تنها برنج تولید شده در منطقه ویژهای از کشورشان را مصرف میکردند. کارگران زن تکتک دانهها را انتخاب میکردند و مراقب بودند که تنها از دانههای بیعیب با اندازه برابر استفاده کنند.
حتی در دهه ۸۰ میلادی، پیش از فروپاشی شوروی و وقوع قحطی در کرهشمالی، جمعیت این کشور گرفتار گرسنگی بود. براساس خاطرات دو تن از بستگانی که با برادر بزرگ تر کیم جونگ اون زندگی میکردند، کیم جونگ اون هرگز گرسنگی کشیدن هممیهنان خود را ندید. به جای آن او میان ساختمانهای محصور بزرگ شد و همه چیز در اطرافش داشت و زندگی تجملی را تجربه میکرد. این کودکان اتاقهای بازی مملو از اسباب بازی داشتند که بیشتر از هر مغازه اسباب بازی فروشی در اروپا وسیله داشت. هر وسیله چهار چرخی در آن جا پیدا میشد اما کیم جونگ اون در هفت سالگی یک ماشین واقعی و در 11 سالگی یک سلاح واقعی داشت.
طبق گزیده این کتاب، کیم جونگ اون در کودکی منزوی بود، در خانه معلم خصوصی داشت و دوستی در اطرافش دیده نمیشد. او حتی با برادر ناتنی بزرگ ترش جونگ نام هم بازی نمیکرد.
خراسان