
پدری 40 ساله متاهل و دارای یک فرزند، ساکن یکی از استانهای مرزی شمال غرب کشورمان که از یکسال پیش مبتلا به سرطان خون شده و چندین بار مورد شیمی درمانی قرار گرفته که برای تامین هزینه های آن تمامی زندگی خود و حتی منزل مسکونی اش را از دست داده و دیگر توان تهیه دارو و درمان و پرداخت هزینه های مربوط به شیمی درمانی را ندارند.که حداقل با 10 میلیون تومان می تواند داروی 2 یا 3 جلسه شیمی درمانی را تامین نماید
مورد دوم:
مادری 55 ساله ساکن یکی از مناطق حاشیه ای تهران که مدتیست که بینایی چشمانش کم شده و طبق تجویز پزشکان محترم بایستی سریعاً مورد عمل جراحی قرار گیرد همسرشان فوت کرده و 2 فرزند متاهل دارد که جدای از آنها زندگی می کند ولی به کمک آنها زندگی روزمره اش را می گذراند و حتی اجاره خانه اش هم توسط آنان پرداخت می شود.و دیگر توانایی پرداخت هزینه جراحی مادرشان را ندارند، این مادر بیمار به خیریه مراجعه کرده و درخواست کمک کرده که توسط مددکار موسسه بررسی و با عنایت و لطف پزشک معالجش بقیه هزینه های مربوط به بستری و تهیه دارو و درمان تقریباً 5 میلیون تومان برآوردشد
حال در نظر داریم با کمک و یاری خداوند متعال و شما بزرگواران مبلغ 15میلیون تومان تهیه و در اختیار این دو خانواده محترم و آبرودار قرار دهیم
لذا از عموم هموطنان بزرگوار، خیرین ونیکوکاران عزیز تقاضامندیم جهت کمک به درمان و جراحی این خانواده نیازمند و آبرومند ، نسبت به واریز مبالغ کمک های نقدی خود به شماره کارت 5022291900030667 نزد بانک پاسارگاد بنام موسسه خیریه حامیان مهرحکیم تهران (آذری سابق) و یا با شماره گیری کد #26*2*0*724* مستقیماً اقدام نمایند .

به گزارش صبا ، «خیابان یکم» نام اپیزود جدید از سریال «محکومین ۲» است که به تازگی و با حضور بازیگران جدید تصویربرداری آن در تهران آغاز شده است.
ناصر هاشمی، بابک نوری، مسعود شامی و فرناز زوفا بازیگران جدید این قسمت هستند. مجازات جایگزین زندان، بحران خانواده و طلاق از موضوعات اصلی این سریال است که به قلم مجید اسماعیلی پارسا و امیرمحمد عبدی به نگارش درآمده است.
مجموعه تلویزیونی «محکومین ۲» به تهیه کنندگی بهروز مفید و کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی کاری از گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما که از ۴۰ اپیزود ۵۰ دقیقه ای تشکیل شده است.
نماینده مجلس ضمن تایید کشت تریاک در جنگلهای فارس آن را گسترده ندانست
با وجود این که بیان رنج جنگلهای زاگرس با تمام اهمیت حیاتی واکولوژیکی آن، دیگر به موضوعی تکراری و نخ نما تبدیل شده است، اما به گفته کارشناسان منابع طبیعی و گواه گزارشهای میدانی نه تنها وضعیت این جنگلها بهبود نیافته است، بلکه روز به روز شاهد آسیبهای نوظهوری هستیم که حیات بلوطهای گس را بیش از پیش در معرض تهدید قرار داده است.
اگر تا چند وقت پیش از «ریزگردها» به عنوان عامل جدیدی که در چند سال اخیر ظهور کرده و کمر همت به نابودی جنگلها بسته است، سخن گفتیم، امروز سخن از کشت ماده مخدری به میان آمده است که جنگلهای زاگرس را با هدف کشت آن تخریب میکنند.
چند روز پیش پدر کویر شناسی ایران عامل جدید دیگری را به لیست بلند بالای عوامل تخریب جنگلهای زاگرس اضافه کرد. «پرویز کردوانی» در گفتوگو با رسانهها مدعی شده بود که برخی درصدد نابودی جنگلهایی در استان فارس هستند، آنها درختان را قطع میکنند و به جای آن تریاک میکارند.
وی با با اشاره به اینکه در منطقه زاگرس بهدلیل بهرهبرداری بیرویه، جنگلها نابود شدهاند، به رسانهها گفت: «در این مناطق قطع درختان حکم قتل را دارد، برای همین برخی از افراد برای خشک کردن درختان بلوط در میانههای جنگل پای درختان گازوئیل یا پودر اوره میریزند و پس از چند ماه درخت خشک میشود و بعد به اداره منابع طبیعی اطلاع میدهند که این درختان خشک شدهاند، یا آنها میدانند یا نمیدانند، امکان دارد ارتباطی نیز میانشان وجود داشته باشد اما این افراد با اخذ مجوز درختان را قطع میکنند و حتی جای آنها تریاک کاشتهاند که این مورد نیز کشف شد و هر روز هم گزارش آنها به بنده مخابره میشود.»
وی افزود: همچنین چرای دامها در جنگلها سبب نابودی پوشش گیاهان شده و از سوی دیگر لولهکشی گاز در استانها و روستاها و جادهسازی هم علت اصلی قطع و تخریب جنگلها در مناطق مختلف کشورمان است. دلیل دیگر تنک شدن جنگلهای بلوط استخراج معادن است زیرا استخراج معادن به جادهسازی و لولهکشی گاز نیاز دارد؛ از اینرو درختان قطع شدند.
پرویز کردوانی کشت تریاک را نیز به کلکسیون مشکلات جنگلهای زاگرس اضافه کرد تا از این به بعد در کنار سایر عوامل تخریب جنگلهای زاگرس از این ماده مخدر نیز نام برده شود.
البته تن رنجور بلوطستان با درد بیگانه نیست و درد جنگلهای زاگرس فقط در کشت تریاک خلاصه نمیشود. کارشناسان میگویند ناقوس مرگ بلوطهای گس نزدیک به نیم قرن است که به صدا درآمده است و این جنگلها با همه عظمت و زیبایی شان به سرعت در حال تخریب و نابودی هستند.
آفات و بیماریهای درختی این جنگل های وسیع را به تسخیر خویش درآورده ، وقوع خشکسالی های پیاپی تنه درختان را رنجور کرده و هجوم سنگین ریزگردها راه تنفس را بر آن ها بسته است. از سویی دیگر فرهنگ نادرست گردشگری فقر معیشتی مردم زاگرسنشین که جنگل را وسیله ارتزاق خود قرار داده و دهها مورد ریز و درشت ددیگر حیات بلوطستان را به خطر انداخته است و اگر این روند با این سرعت ادامه پیدا کند، فاصله زیادی تا نابودی این جنگلها باقی نمانده است.
اگرچه کردوانی کشت تریاک را به عنوان عاملی جدید تخریب جنگلهای زاگرس به لیست عوامل تخریب اضافه و رسانهای کرد، اما گویا این موضوع برای اهالی بومی زاگرس نشین فارس تازگی ندارد.
یکی از زاگرس نشینان استان فارس کشت تریاک را در جنگلهای این استان را دارای پیشینه تاریخی دانست. «حامد»در گفتوگو با همدلی گفت: تریاک در زمان پهلوی اول و حتی اوایل حکومت پهلوی دوم نیز در زمینهای زراعی و بدون محدودیت قانونی کشت میشد، اما در اواخر حکومت پهلوی دوم با محدویتهای روبهرو شد. بعد از انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی که کشت و نگهداری این ماده غیرقانونی و جرم محسوب میشد، کشت تریاک از زمینهای زراعی به مناطق جنگلی دور دست و صعب العبور عقبنشینی کرد.
وی کشت این ماده مخدر در جنگلهای استان فارس را به معیشت مردم آن مناطق گره زد و تصریح کرد: در مناطقی که به دلیل نبود جاده مناسب امکان فروش محصولات کشاورزی و فرآوردههای دامی مقدور نیست مردم آن مناطق برای گذران زندگی خود ناچارند ریسک کشت تریاک را به جان بخرند تا بتوانند زندگی نیم بند خود را سروسامان دهند.
این بومی زاگرس نشین به ضعف اهرمهای نظارتی اشاره کرد و گفت صرفنظر از وضعیت نامطلوب اقتصادی ساکنان آن مناطق، که آنان را ناگزیر به کشت مواد مخدر از جمله تریاک کرده ، ضعف نهادهای نظارتی نیز به این موضوع دامن زده است. وی افزود: در برخی از مناطق به دلیل نبود جاده یا جادههای نامناسب و دسترسی دشوار اصلا نظارتی صورت نمیگیرد و در برخی موارد نیز نهادهای نظارتی در سال یک یا دو بار به برخی از مناطق که از قبل معروف به کشت تریاک است نظارت میکنند که معمولا نیز به دلایلی تاثیرگذاری لازم را ندارد و در روند کشت این ماده مخدر خللی وارد نمیکند.
برای صحت سنجی ادعای پدر کویرشناسی ایران و همچنین یکی از اهالی بومی زاگرسنشین استان فارس خبرنگار همدلی به سراغ نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون کشاورزی آب و منابع طبیعی رفت و صحت و سقم کشت تریاک در جنگلهای زاگرس را از وی پرسید.
«علی اکبری» در گفتوگو با همدلی، کشت تریاک در برخی از مناطق جنگلی استان فارس را تایید کرد اما اعلام کرد که کشت تریاک در مناطق جنگلی این استان در سطح گسترده نیست. وی به همدلی گفت: کشت تریاک در مناطقی از جنگلهای فارس که راههای دسترسی به آن مشکل است، وجود دارد، اما در سطح وسیعی نیست و معمولا برای کشت این ماده مخدر درختان جنگلی را تخریب نمیکنند، بلکه در لابهلای درختان، آن را کشت میکنند.
این عضو کمیسیون کشاورزی آب و منابع طبیعی با اشاره به آتش زدن جنگلهای بلوط با هدف تهیه ذغال، نقش تهیه ذغال در تخریب درختان زاگرس را بیشتر از کشت تریاک دانست و گفت آتش زدن درختان با هدف تهیه ذغال به نسبت کشت تریاک، سطح وسیعتری از جنگل را نابود میکند.
اکبری ضعف نهادها و اهرمهای نظارتی را به موازی کاری و هم پوشانی سازمانهای دخیل در موضوع گره زد و گفت: صرفنظر از صعب العبور بودن و در دسترس نبودن مناطق جنگلی که در آن کشت تریاک صورت میگیردو همین موضوع کنترل و نظارت را دشوار میکند. در حفاظت از جنگلها چند سازمان و نهاد دخیل هستند که در مواردی وظایفشان تفکیک نشده است و همین موضوع باعث شده که تاثیرگذاری لازم را نداشته باشند.
جنگلهای زاگرس با گستردگی در ۱۱ استان کشور با ۶ میلیون هکتار مساحت، ۴۰ درصد جنگلهای ایران را تشکیل میدهند و حدود ۷۰ درصد تیپ گونههای جنگلی زاگرس را بلوطها شامل میشوند. بر اساس آخرین آمار و بررسیهای صورت گرفته در استانهای زاگرس نشین کشور بالغ بر ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار از سطح جنگلهای زاگرس تاکنون بر اثر عوامل مختلف از بین رفتهاند یا در معرض نابودی هستند.
همدلی/آذر لطفی
دو نماینده تهران در واکنش به انتشار خبر رفع پارهای از محدودیتهای ارتباطی برای محصوران گفتند: اینکه تلفن همراه و ماهواره در اختیار محصوران قرار گیرد مسکن موقتی است و داروی اصلی نیست . از سوی دیگر شورای امنیت باید تصمیمات خودش را بگیرد و آن را خدمت رهبری ببرد.
انتشار خبر رفع پارهای از محدودیتهای ارتباطی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و همچنین حجتالاسلام کروبی با واکنشهایی در فضای مجازی و همچنین در بین سیاسیون همراه بود.
قاسم میرزایی نیکو در گفتوگو با ایلنا، درباره کاهش محدودیتها برای محصوران و در اختیار گذاشتن برخی امکانات به آنها، گفت: ظاهراً گفته شده است برخی از محدودیتها برداشته خواهد و امکاناتی به این افراد خواهند داد، اما معتقدم رفع حصر یعنی اینکه فرد بتواند مانند من و شما آزادانه رفت و آمد کند، جلسه بگذارد و زندگی کنند.
این عضو کمیته رفع حصر خاطرنشان کرد: شاید بگویند که خطراتی از لحاظ امنیتی این افراد را تهدید میکند که قابل قبول نیست.
وی تاکید کرد: آیتالله رئیسی ریاست قوه را امروز بر عهده دارند و امیداواری ما این بود که با وجود ایشان فضای نوینی در قوه قضائیه ایجاد شود و مشکلات این چنینی را رفع کند.
نماینده مردم دماوند در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: موضوع این نیست که با رفع حصر چه مشکلاتی حل خواهد شد، مهم این است که این مبحث دغدغه جمع کثیری از مردم است.
وی ادامه داد: افکار عمومی از روحانی، شورای امنیت و آملی لاریجانی رئیس پیشین قوه قضائیه این موضوع را درخواست کردند، حتی ما کمیته رفع حصر تشکیل دادیم اما درست نشد و به نتیجه نرسیدیم.
نماینده دهمین مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: برای این کار یک اراده و کمک لازم است تا هرچه زودتر صورت گیرد.
وی با اشاره به در اختیار قرار دادن برخی از امکانات به محصوران، گفت: متوجه شدم قرار است که تلفن همراه و ماهواره در اختیار این افراد قرار گیرد اما باید گفت همه اینها مسکن موقتی است و داروی اصلی نیست و داروی اصلی رفع حصر است.
شورای امنیت باید تصمیمات خودش را بگیرد و آن را خدمت رهبری ببرد
علی مطهری در گفتوگو با ایلنا، درباره اقدامات صورت گرفته در خصوص کاهش محدودیت برای میرحسین موسوی، کروبی و رهنورد، گفت: نمیدانم این کارها دیگر چیست، یک دفعه حصر را تمام کنند.
وی درخصوص اینکه آیا میتوان این اقدامات را به مثابه این در نظر گرفت که حصر به صورت پلکانی تا عید قربان در حال رفع است، بیان کرد: خیر، من امیدوار نیستم. رفع حصر بستگی به نظر رهبری دارد.
نماینده تهران تاکید کرد: متاسفانه شورای امنیت هم خودش به طور مستقل وارد عمل نمیشود. شورای امنیت باید ابزار و مشاور خوبی برای رهبری باشد. شورای امنیت باید تصمیمات خودش را بگیرد و آن را خدمت رهبری ببرد، ایشان در نهایت در این باره تصمیم میگیرند.
مطهری گفت: باتوجه به شرایط کشور بهتر است، رفع حصر به طور کامل صورت گیرد. ما بارها گفتهایم اما فعلا ارادهای برای این کار نیست.
رفع پارهای دیگر از محدودیتها برای محصوران
دو روز پیش خبری منتشر شد مبنی بر اینکه پارهای از محدودیتهای ارتباطی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد برطرف شده است.
برخی منابع با اعلام این خبر تاکید کردند که زهرا رهنورد از این پس میتواند در صورت تمایل از تلفن همراه استفاده کرده و همچنین اعلام آمادگی شده تا محصوران بتوانند با نصب دستگاه ماهواره به برخی کانالهای محدود تلویزیونی دسترسی داشته باشند.
از برخی گشایشها ذوقزده نیستیم
محمد حسین کروبی فرزند حجتالاسلام مهدی کروبی هم در گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایلنا، در پاسخ به این سوال که آیا گشایشیهایی که در مورد میرحسین موسوی و زهرا رهنورد صورت گرفته، در مورد آقای کروبی هم انجام شده است، گفت: در سال ۹۸ ماموران امنیتی یک سری گشایشهایی را ترتیب دادند از جمله اینکه گفتتد میتوانیم برای محصوران ماهواره نصب کنیم.
وی افزود: با اینکه آقای کروبی در ابتدا زیاد موافق این کار نبودند اما با صحبت خانواده مبنی بر اینکه اگر این کار انجام بشود خوب است، پذیرفتند.
کروبی با اشاره به اینکه کانالهای محدودی برای آقای کروبی باز است، گفت: برای ایشان ماهواره گذاشتند اما شبکههای خیلی کمی را باز گذاشتهاند. این شبکهها تنها محدود به چند شبکه خبری فارسی است.
فرزند مهدی کروبی افزود: علاوه بر نصب ماهواره گفته شده که خواهر، خواهر زادهها و برادرزادهها هر موقع که بخواهند میتوانند بدون هماهنگی قبلی به ملاقات ایشان بیایند.
وی درباره اینکه آیا تلفن همراه هم در اختیار ایشان قرار گرفته است، گفت: تلفن در اختیار ایشان نیست ولی مادرم مدتی است که مشکلی ندارند از اینکه موبایل به منزل ببرند.
محمدحسین کروبی با اشاره به اینکه پیشنهاد گشایش در حصر بعد از ایام تعطیلات نوروز انجام شده است، گفت: در مدت هشت سالی که از حصر گذشته است، متاسفانه هنوز هیچ حکم قضایی به ما نشان ندادهاند. حتی حاضر به برگزاری محاکمه هم نیستند و محصوران همچنان بلاتکلیف هستند.
کروبی تاکید کرد: تصور نشود بعد از هشت سال به دلیل چند گشایش کوچک، خانواده محصوران ذوقزده شدهاند. ما معترض هستیم و این حصر را غیر قانونی میدانیم.
وی با اظهار امیدواری درباره اینکه ممکن است هر چه جلوتر برویم گشایشهای بهتری درباره رفع حصر انجام شود، گفت: ما هنوز از این گشایشها هیچ علامت و نشانهای برای اینکه بخواهد رفع حصر به طور کامل انجام شود، برداشت نکردهایم.
فرزند مهدی کروبی افزود: آقای کروبی طبق روالی که از پیش از عید به صورت هفتهای یک یا دوبار دیدارهایی با افراد مختلف از جمله خانواده شهدا داشتهاند، این ملاقاتها را با افراد محدودی ادامه میدهند و در هفتههای اخیر هم دیدارهایی با برخی افراد داشتهاند.
مردم به تدریج مایوس میشوند واحساس میکنند،
«گر حکم شود که مست گیرند، هر آنکه در شهر هست گیرند»
«دلارِ 4رقمی شد» ، «سکه 5 میلیون تومان» ، «پراید 60 میلیون تومان» و . . . اینها گوشهای از رخدادهایی است که از اردیبهشتماه سال گذشته افتاد تا مردم بیشتراز همیشه احساس ناامنی کنند. اینکه چه کسی یا کدام نهاد در این شلختگی سهماش بیشتر است، مهم نیست. مهم، نارضایتی عمومی است که در جامعه از جانب هر قشر و طیفی ملموس است.
جمشید پژویان تحلیلگر مسایل اقتصادی در گفتوگو با «همدلی» با ذکر این نکته که « مردم تحت فشار شدید اقتصادی هستند و حتی ابتداییترین الزامات هم در دسترسشان نیست. به همین دلیل، برخلاف برخی از مسئولین که شرایط فعلی را قابل عبور میدانند، میتواند آتش زیر خاکستری باشد که مشکلات و مصیبتهای زیادی را میتواند برای منافع همه ما در پی داشته باشد» تاکید دارد، در شرایط کنونی نباید توقع داشت مردم برای شرکت در انتخابات و مشارکت در هر بحث دیگری انگیزه بالایی داشته باشند.
معیشت مردم در حالی در تنگنا قرار گرفته است که سال، سالِ انتخابات مجلس است.
تورم شدید و فشاری که مردم احساس میکنند، هیچ نقطه روشنی پیش روی ما قرار نمیدهد، برای اینکه بگوییم نمایندگان فعلی مجلس بتوانند در انتخابات آتی بهرهبرداری کنند. در نتیجه این تصور دارم که تغییرات عمدهای را در ترکیب مجلسنشینان در دوره بعدی شاهد خواهیم بود. کسانی که بتوانند راهحلهایی منطقی و البته عملی را به مردم پیشنهاد بدهند و آنها را به اشتغالزایی و کاهش مشکلات امیدوار کنند، میتوانند ردای نمایندگی را برتن کنند.
در بررسی وضعیت جوامع، پارامترهای اقتصادی حرف اول را میزند. در وضعیت پیچیده اقتصادی، آیا میتوان از مردم توقع داشت در پای صندوقهای رای حاضر شوند؟
ببینید! درباره اینکه رغبت مردم نسبت به 4 سال و حتی 2 سال قبل برای مشارکت کاهش پیدا کرده است، کمتر کسی میتواند تردید داشته باشد. اما باید این واقعیت مختص فضای انتخاباتی را در نظر داشت. همیشه گروهها و چهرههایی با شعارهای پوپولیستی و روشهای نه چندان منطقی دیگر مردم را به رای دادن ترغیب میکنند. اما باید قبول کرد و با این مساله کنار آمد، دورانی که رایها با عشق و علاقه نوشته میشد، گذشته است. متاسفانه بخش زیادی از جامعه به منفعتطلبی روی آوردهاند، حتی منافع کوتاهمدت که دلیلش هم این است، مردم ما هنوز دید کافیای از دموکراسی ندارند و دقیقا به همین دلیل تحتتاثیر شعارهای طرح شده قرار میگیرند. در حالیکه اگر آگاهتر بودند، به راحتی متوجه میشدند، بسیاری از شعارهایی که در فضای رقابتی مطرح میشود، به هیچ وجه عملی نیست.
چطور شده است که جامعه شعارهای ضدونقیض را با جان و دل میپذیرد؟
کوتاهی رسانههایی که به جای فعالیت در فضایی ملی، گروهبندی شده عمل میکنند، یکی از اصلیترین دلیلهای ناآگاهی موجود در جامعه ما هستند. همتی برای به آگاهیِ اقتصادی رساندن مردم در ایران مشاهده نمیشود. البته در برخی از جوامع یکیدو قرن بعد از انقلاب آگاهی و بینش همگانی حاصل شده است. البته در این 40 سال، الیتهای مملکت از اساتید و صاحبنظران تا رسانههای عمومی نتوانستهاند، در دیدگاه مردم اثرگذار باشند و بههمین دلیل بخش زیادی از مردم، نمیتوانند سره را از ناسره تشخیص بدهند.
در سال 90 خبر اختلاس سههزار میلیاردی مثل بمب منفجر شده سر و صدا کرد. چه شده است که این روزها، اخبار اختلاسها افکار عمومی را کمتر تحتتاثیر قرار میدهد؟
فساد به قدری در کشور رواج پیدا کرده است و رقمها اینقدر روز بهروز بیشتر شده است که مردم واقعا به نوعی سِر شدهاند. انتظار این بود، مسئولین اقدامهایی بسیار جدی انجام بدهند تا بیتالمال به راحتی غارت نشود. متاسفانه سوءاستفادهها نسبت به گذشته بسیارـ بسیار بیشتر شده است. خب! طبیعی است، در چنین حالتی مردم احساس کنند، کاری از کسی بر نمیآید.
میشود از مردمی که به این حس رسیدهاند، توقع مشارکت سیاسی داشت؟
نه. مردم تحت فشار شدید اقتصادی هستند و حتی ابتداییترین الزامات را هم در دسترسشان نیست. به همین دلیل، برخلاف برخی از مسئولین که شرایط فعلی را قابل عبور میدانند، میتواند آتش زیر خاکستری باشد که مشکلات و مصیبتهای زیادی را میتواند برای منافع همه ما در پی داشته باشد.
در چنین شرایطی، تکلیف نهادهای نظارتی چیست؟
اصولا ما نهادی نظارتی نداریم که بتواند کارش را به خوبی انجام بدهد و اساسا نمیتوانیم، داشته باشیم. در یک کشور هشتاد میلیونی مگر میتوان تکتکِ آنهایی که در امور اقتصادی و داد و ستد مشغول هستند را زیر ذرهبین برد؟ البته راهکارهایی است، اما چون خودِ دستاندرکاران هم بیآگاه هستند، دائما در حال زدنِ دورِ باطلاند و همین باعث شده تا فساد، ناکارآمدی و در نتیجه مشکلات بیشتر و بیشتر شوند.
آقای پژویان! ذهنیت گروهی از مردم رای به این میدهد که «اراده جدی برای مقابله با فساد نیست» تصدیق میکنید، اینکه بخشی از جامعه چنین برداشتی داشته باشد، باعث بیاعتمادی نمیشود؟
دقیقا! دقیقا مردم به تدریج مایوس میشوند واحساس میکنند، «گر حکم شود که مست گیرند، هر آنکه در شهر هست گیرند» باعث میشود تا نسبت به خیلی از سوءاستفادهها چشمپوشیهایی عامدانه است. در چنین شرایطی مردم به سیستم اعتماد میکنند؟ پاسخ یقیقنا «نه» است. همه میدانند، یاس مردم باعث میشود، آدمهای بیکفایت و نالایق بیایند و کارهای مهم را در اختیار بگیرند و تیشه به ریشه داراییهای عمومی بزنند.
سئوال آخر؛ با توجه به جمیعجهات مشارکت در انتخابات مجلس یازدهم را چطور پیشبینی میکنید؟
هر کسی منتظر است، مشارکت هفتم اسفند 94 تکرار شود، کاملا در اشتباه است. نارضایتیهای فعلی مویدِ این امر است که رایهای هشت اسفند 98 حتما کمتر از رایهای هفت اسفند 94 خواهد بود.