شاخص کل بورس تهران در یک هفته نیمهتعطیل رشد ۱/ ۱ درصدی را تجربه کرد. پس از افت شاخص در معاملات نخستین روز معاملاتی هفته گذشته در ادامه شاهد افزایش تقاضا در سهام شرکتهای مختلف و حتی کالاییها بودیم. گرچه همچنان نگرانی از بازار جهانی محسوس است اما ثبات نسبی قیمت کالاها پس از افت شدید در هفتههای قبل تا حدودی از شدت هراس میان معاملهگران بازارها کاسته است.
از سوی دیگر همچنان اثر دلار و تورم بر نرخ فروش شرکتهای مختلف رشد درآمد شرکتها را به دنبال دارد که برای عمده شرکتها این موضوع رشد سود ناخالص و در ادامه سود خالص به دنبال دارد. دلار بهعنوان یکی از عوامل حمایتی قوی از سهام در یک سال گذشته مطرح بوده است و اثرات آن در قیمت سهام کاملا مشخص است. ارز به دنبال ضعف سیاستگذاری اقتصادی و همچنین شوکهای سیاسی مسیر پرشتاب صعودی را در پیش گرفت، اما ریسکهای ناشی از تحریمهای آمریکا و تنشهای منطقهای در کنار ابهام اثر تحریمها بر سودآوری شرکتها عامل فشار بر قیمت سهام شد.
فرصت بورسبازی در باند نااطمینانی
به این ترتیب گرچه سهام در یک سال گذشته مسیر صعودی را تجربه کرده است اما میزان رشد قیمتی سهام با متغیرهای اثرگذار مانند نرخ دلار هماهنگ نبود و ریسکهای سیستماتیک اثرات خود را بر کاهش نسبت قیمت به درآمد انتظاری بازار منعکس کردند. در چنین شرایطی است که همچنان سهام شرکتهای کالایی با نسبت قیمت به درآمد کمتر از ۴ معامله میشوند و این در حالی است که با سطوح کنونی نسبت قیمت به درآمد این شرکتها با میانگین تاریخی کل بورس تهران و همچنین رویه تاریخی نسبت قیمت به درآمد سهام شرکتها فاصله چشمگیری دارد.
البته در کنار ریسکهای سیستماتیک کارشناسان به ریسکهای ناشی از بازار جهانی و احتمال افت قیمت کالاها به دنبال رکود فراگیر در اقتصاد جهانی در قیمت سهام در بورس تهران اشاره میکنند. همچنین بالا ماندن نرخ سود در بازارهای رقیب و بدون ریسک نیز مورد توجه است. بالا ماندن نرخ تورم انتظاری در جامعه اثر خود را در نرخهای بالای سود منعکس کرده است. در این میان اخزاها سود بیش از ۲۰ درصد را دارا هستند و همچنان بانکهایی وجود دارند که برای نجات از بحرانهای سنگین خودساخته حاضر به پرداخت سودهای بالاتر از عرف به سپردهگذاران هستند و این موضوع نیز در قیمت سهام باید در نظر گرفته شود.
شاید در بررسی عمیقتر نسبت قیمت به درآمد سهام بتوان علل نوسان قیمتی سهام را بیشتر درک کرد. در حالیکه با وجود تحریمها از شدت تنشهای منطقهای کاسته شده است و همچنین اثر تحریمها در سودآوری شرکتها تا حدود زیادی مشخص شده است شاید بتوان شدت لحاظ ریسکهای سیستماتیک بر قیمت سهام را کاهش داد. در وضعیت مبهم لحاظ نسبت قیمت به درآمد کمتر از ۴ (با توجه به وضعیت گنگ اثر متغیرها بر سودآوری شرکتها) شاید تا حدودی منطقی بود اما در شرایط کنونی تا حدود زیادی از میزان ابهام کاسته شده است، اگر به تدریج از تصورات پیشین فاصله گرفته نشود احتمال رشد محسوس دیگری(تکرار رویه یکساله اخیر) وجود خواهد داشت.
سه راس هراس تحلیلگران از تحریمها
حدود یک سال قبل که آمریکا از برجام خارج شد و در ادامه نیز تحریمهای سختگیرانه را بر اقتصاد ایران اعمال کرد ذهن تحلیلگران به اثرات تحریم بر سودآوری شرکتها معطوف شد. همین موضوع باعث شد که برای محاسبه سودآوری یک شرکت نسبت قیمت به درآمد انتظاری شرکتها مسیر نزولی را در پیش بگیرد. به این ترتیب برای مثال اگر قیمت فوب هر تن شمش فولادی حدود ۴۵۰ دلار بود با توجه به اثر نامشخص تحریمها بر قیمت فروش صادراتی، تحلیلگر قیمت ۴۵۰ دلار را در پیشبینی سودآوری شرکتها لحاظ میکرد و در ادامه اما برای محاسبه قیمت منطقی سهم میزان سود محاسبهشده را با نسبت قیمت به درآمد ۴ لحاظ میکرد تا اثر تحریم را بر تخفیفهای احتمالی در نرخ فروش صادراتی لحاظ کند.
در بخش دیگر نگرانی شدید از فروش صادراتی شرکتها وجود داشت، بر این اساس گرچه تحلیلگر میزان فروش صادراتی را مطابق حالت معمول شرکت در نظر میگرفت با این حال اثر تحریم را با کاهش نسبت قیمت به درآمد انتظاری در قیمت سهام منعکس میکرد. در چنین شرایطی اگر قیمت سهم به سطح قیمت به درآمد ۴ نزدیک میشد سهم را از دایره ارزندگی خارج میدانست. اما معضلی که در شرایط کنونی وجود دارد اینکه تحلیلگر تا حدود زیادی از میزان تخفیف در فروش صادراتی آگاه است و نرخ فروش صادراتی را با لحاظ تخفیف در پیشبینی سودآوری شرکت مورد نظر لحاظ کرده است اما همچنان بر نسبت قیمت به درآمد ۴ تاکید دارد.
در بخش دوم و فروش صادراتی نیز اثر تحریم تا حدودی مشخص شده است و گزارشهای اردیبهشت شرکتها نیز توانست نسبت به اثر تحریم بر فروش صادراتی شرکتها را شفافسازی کند با این حال همچنان تحلیلگران بدون توجه به کاهش محسوس عدم قطعیتها که باعث شده بود نسبت قیمت به درآمد انتظاری برای یک شرکت پایین در نظر گرفته شود، همچنان بر پایین در نظر گرفتن نسبت قیمت به درآمد انتظاری برای یک شرکت مصر بودند. در بعد سوم نیز نگرانی شدیدی از رکود داخلی وجود داشت.
جهش قیمتها در بورس کالا در ماههای اخیر خلاف این موضوع را نشان میداد. با این حال یکی از دلایل حضور تقاضا در بازار کالایی را میتوان ادامه نوسان نرخ دلار بهعنوان دماسنجی از انتظارات تورمی مطرح کرد. بر این اساس با اوجگیری دلار در بازار آزاد تقاضا برای محصولات کالایی در بورس کالا نیز پررنگ بود. در شرایط کنونی و با عقبنشینی دلار از سطوح بالای خود نگرانی از کاهش فروش داخلی بر سودآوری شرکتها وجود دارد. با این حال در اینخصوص نیز باید گفت که بررسی نرخ فروش شرکتها در بورس کالا نیز از فاصله قیمت با نرخ فروش صادراتی با لحاظ نرخهای دلار کنونی حکایت دارد. برای مثال برای شمش فولادی ۴ هزار تومانی به ازای هر کیلو (در معاملات بورس کالا) با لحاظ قیمت حدود ۳۹۰ تا ۴۰۰ دلاری فولاد در بازار جهانی (با لحاظ تخفیف به واسطه تحریمها) به نرخ دلار حدود ۱۰ هزار تومانی میرسیم که از اختلاف فاحش با نرخ دلار کنونی در بازار آزاد خبر میدهد.
اگر واقعا مشکلی در بخش صادرات وجود ندارد شرکتها میتوانند کاهش تقاضای داخلی را با فروش صادراتی جبران کنند که البته شاید مسیر نزدیک شدن نرخ دلار نیما و آزاد کمی آهسته باشد، با این حال این موضوع در نهایت رخ خواهد داد. در اینخصوص نیز تحلیلگران پیش از آشنایی با اثر تحریمها بر رکود داخلی با لحاظ مقدار فروش داخلی مطابق با حالت معمول اما نسبت قیمت به درآمد انتظاری خود در سهام را کاهش دادند.
در شرایط کنونی که تا حدودی این موارد نیز روشنتر از قبل شده است اما همچنان در نهایت نسبت قیمت به درآمد پایین نصیب یک شرکت میشود. حتی اگر بدبینانهترین سناریو برای محاسبه سودآوری در نظر گرفته شود همچنان نسبت قیمت به درآمد کمتر از ۴ بهعنوان معیار محاسبه قیمت سهم لحاظ میشود و همین موضوع باعث شده که سهام پایینتر از ارزش واقعی خود ارزشیابی شوند (undervalued).
جعبه سیاه ریسک سیاسی برای بورسبازان
بار دیگر اگر به یک سال قبل رجوع کنیم و فضای آن دوران را در حافظه خود مرور کنیم صحبتهای معاملهگران بازار یا حتی تحلیلگران و مدیران شرکتهای سرمایهگذاری برجسته بازار جالبتوجه است. فارغ از اثر تحلیلی که در بخش قبل به آن اشاره شد اگر دلیل کاهش نسبت قیمت به درآمد انتظاری از سایر معاملهگران بازار پرسیده میشد، علت را ریسکهای سیاسی عنوان میکردند. عده زیادی نیز از ریسک سیستماتیک برای تعریف اثر آن بر کل سهام صحبت کرده و به دنبال آن انتظار کاهش قیمت به درآمد انتظاری را داشتند.
با این حال نکته جالبتوجه اینکه به ندرت تحلیلی پیدا میشد که اثر واقعی این ریسکهای سیاسی را در قیمت سهام تحلیل کند. مطابق معمول عموم بازار از محاسبات و واقعیتهای اقتصادی خودداری کرده و تنها اثر تحریمها و تشدید ریسکهای سیاسی را با لحاظ نسبت قیمت به درآمد انتظاری پایین در سهام جبران میکردند، نقش روایتهای غیر تحلیلی کاملا در سهام مشخص بود.
تجربه یک سال اخیر این امید را بهوجود آورده است که معاملهگران و تحلیلگران در کنار اثر ریسکهای سیاسی بر نسبت قیمت به درآمد سهم به اثر ریسکهای سیاسی و غیراقتصادی بر متغیرهای کلان اقتصادی و اثر قابلتوجه آن بر قیمت سهام نیز توجه داشته باشند. در شرایط کنونی نیاز است اثر ریسکهای سیستماتیک موجود از دو زاویه بر بازار سهام در نظر گرفته شود. درخصوص اثر ریسکهای سیاسی که ممکن است به درگیری در منطقه منجر شود نمیتوان هیچ اظهارنظر قاطعی داشت ولی تا حدود زیادی از نگرانیها در این بخش طی هفتههای اخیر کاسته شده است.
همین نگرانی حتی کوچک از تشدید ریسکهای سیاسی کافی است که بر نسبت قیمت به درآمد بازار فشار وارد کند، اما از سوی دیگر اگر این عدم قطعیت با واقعیتهای اقتصادی بررسی نشود میتواند به جاماندگی معاملهگر از بازار سهام منجر شود و ضعف محسوس کارآیی بازار منجر شود که در نهایت موجهای جهشی سهام را به دنبال دارد. برای مثال برخی از معاملهگران بورسی عنوان میکنند که با حذف معافیتهای تحریمی فروش نفت ایران، یکی از منابع درآمد اصلی کشور بهشدت ضعیف میشود و در نتیجه این ریسک باید با کاهش نسبت قیمت به درآمد سهام منعکس شود. در این شرایط باید گفت اگر بدبینانهترین سناریو یعنی درگیری منطقهای کنار گذاشته شود، در بررسی اثر ریسک سیاسی باید گفت گرچه اثر سوء قابلتوجهی از افت درآمد دولت بر اقتصاد کشور دارد، اما میتواند بهعنوان عامل حمایتی در سهام شرکتهای صادراتی منعکس شود؛ با در نظر گرفتن سایر موارد مانند فروش صادراتی. کاهش درآمد دولت میتواند اقتصاد کشور را به سمت چاپ پول بدون پشتوانه سوق دهد و در نتیجه رشد حجم نقدینگی کشور تورم و کاهش ارزش پول ملی را به دنبال داشته باشد.
افزایش تورم انتظاری گرچه میتواند رشد نرخ بهره بدون ریسک را به دنبال داشته باشد (این موضوع نیازمند بررسی دقیقتری است که موضوع این گزارش نیست) اما از سوی دیگر باید به برخی از واقعیتها توجه داشت. در اینخصوص نرخ ارز در سامانه نیما با وجود رشد محسوس از ابتدای سال اما همچنان با نرخ در بازار آزاد فاصله دارد (بهخصوص نرخ میانگین نیما) و بر این اساس همچنان باید در انتظار نزدیک شدن نرخها در بازارهای مختلف بود. نکته مهمتر اینکه بورس همچنان خود را با نرخهای نیمایی هماهنگ نساخته است و این موضوع در محاسبات سودآوری که تحلیلگران برای شرکتهای مختلف انجام میدهند قابلمشاهده است. بر این اساس نسبت قیمت به درآمد انتظاری در بازار کمتر از ۴ در نظر گرفته شده و اثر ریسکهای سیاسی در پایین نگه داشتن نسبت قیمت به درآمد پایین موثر بودهاند اما در این میان از فرصتهای موجود غفلت شده است؛ مانند رشد نرخ دلار.
ریسکهای سیاسی و سناریوهای بسیار بدبینانه را به هیچوجه نمیتوان از محاسبات ارزشگذاری سهام حذف کرد با این حال موضوعی که همیشه بورس تهران با آن مواجه بوده است افراط و تفریط و عدم اعتنا به واقعیت و دلبستگی شدید به روایتها و قصهسراییها است. همین موضوع باعث میشود که بورس تهران از یک بازار کارآ فاصله قابلتوجهی داشته باشد و در ماههای آتی اگر سناریوهای بسیار بدبینانه در وضعیت سیاسی یا اقتصاد داخلی یا بازار جهانی رخ ندهد، اصلا بعید نیست که سهام همچنان برای جبران عقبماندگی خود بار دیگر موجهای جهشی را تجربه کند.
دنیای اقتصاد /سلیمان کرمی
معاون توسعه منابع و پشتیبانی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی قیمت کتب درسی در مقاطع تحصیلی مختلف را برای سال تحصیلی ۹۹-۹۸ اعلام کرد.
علی باقرزاده در گفتوگو با ایسنا، در این باره افزود: قیمت کتب درسی دوره ابتدایی از ۱۶ هزار و ۱۰۰ تومان تا ۲۷ هزار تومان متغیر است. قیمت کتابهای دوره اول ابتدایی ۱۶ هزار و ۱۰۰ تومان، پایه دوم ابتدایی ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومان، پایه سوم ابتدایی ۲۲ هزار و۱۰۰ تومان، پایه چهارم ابتدایی ۲۲ هزار و ۶۰۰ تومان، پایه پنجم ابتدایی ۲۲ هزار و ۶۰۰ تومان و پایه ششم ابتدایی ۲۶ هزار و ۹۰۰ تومان است.
وی افزود: حدود قیمتی کتب متوسطه اول نیز ۴۵ هزار تومان است. قیمت کتب درسی پایه هفتم ۴۵ هزار تومان، پایه هشتم ۳۷ هزار و ۴۰۰ تومان و پایه نهم ۳۹ هزار و ۶۰۰ تومان است.
معاون توسعه منابع و پشتیبانی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی با بیان اینکه میانگین قیمت کتب درسی متوسطه دوم به انضمام کتب فنی و کاردانش حدود ۵۰ هزار تومان است ادامه داد: به عبارتی قیمت کتب پایه دهم حدود ۴۷ هزار تومان است. کتب رشته تجربی ۴۹ هزار و ۵۰۰ تومان، رشته ریاضی ۴۹ هزار و ۱۰۰ تومان و رشته انسانی ۴۴ هزار و ۸۰۰ تومان است.
باقرزاده ادامه داد: میانگین قیمت کتب پایه یازدهم و دوازدهم نیز حدود ۵۰ هزار تومان است و کتب دوره فنی کاردانش نیز برای هر رشته با توجه به تعداد کتب متفاوت است.
به گفته وی، درصد رشد قیمتی کتب درسی بسیار کم است به طوریکه در دوره ابتدایی ۹ درصد، متوسطه اول ۸ درصد و در متوسطه دوم با توجه به تعداد و تنوع کتب کاردانش و فنی و حرفهای حدود ۱۹ درصد است.
دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین گفت:فکر نمیکنم خود احمدینژاد هم میلی برای رفتوآمد با اصولگرایان داشته باشد. حتماً یک فعال سیاسی در انتخابات مجلس خواهم بود چراکه نیرو و حزب داریم اما شخص خودم برای انتخابات مجلس نمیآیم و برنامهای ندارم.
به گزارش ایسنا، محمدرضا باهنر از انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی تا امروز، روی دیگری از سیاستورزی را تجربه میکند. رویکردی تازه که بهویژه با نگاه به کارنامه بلندبالای او، چه در مجلس قانونگذاری، چه در مجمع تشخیص مصلحت نظام و چه در جریان اصولگرایی، کمترین شباهت با گذشته را به اذهان یادآور میشود. او یکی از نخستین اصولگرایان - و احتمالاً جزو باهوشترینهای این جریان - بود که پیش از شکست ۳۰ به صفر ائتلاف اصولگرایان برای انتخابات مجلس دهم در تهران، پایش را از عرصه رقابت کنار کشید و ترجیح داد در کنار اعضای جبهه پیروان خط امام و رهبری و جمع شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین بایستد و نظارهگر کیفیت انسجام و اتحاد همفکرانش تحت عنوان تازهای باشد که جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی نام گرفته بود.
باهنر از اسفندماه ۹۴ که انتخابات برگزار شد و بهخصوص پس از پایان آخرین ماههای نمایندگیاش در مجلس نهم، کوشید با برگزاری نشستهای ماهانه جام و سخنرانی در آنها یا با برگزاری نشستهای خبری متعدد و در نهایت انجام مصاحبه با رسانهها، دیدگاههایش درباره تحولات سیاسی روز را بیان کند تا در هیاهوی اوضاع آشفته و کمابیش ملتهب سیاست، فراموش نشود.
او از سوی دیگر با فعالیتهای حزبیاش در جایگاه رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری و جامعه اسلامی مهندسین کوشید تا اضلاع پراکنده جریان متبوعش را که پس از شکستهای پیاپی در دو، سه انتخابات، بار دیگر بذر اختلافاتشان شکوفه کرده بود، کنار هم قرار دهد؛ مأموریتی که به نظر میرسد در روزهای گذشته، با نزدیکشدن به انتخابات مجلس یازدهم، ضرورتی بیش از پیش یافته است و باهنر نیز گویا حاضر نیست در انجام تماموکمال آن تا رسیدن به نتیجه مطلوبش، کمکاری کند.
چنان که او این روزها در نشستهایی موسوم به گفتوگوی ملی شرکت میکند، با ضرغامی و عارف همسخن میشود، به سنت هرساله، مراسم افطاری ماه رمضان را هم برگزار میکند و در میان مهمانانش از ناطق نوری گرفته تا محمود احمدینژاد حاضر میشوند و در نهایت در یکی از آخرین سخنانش بر تمایل خود نسبت به جذب علی لاریجانی در ائتلاف اصولگرایان تاکید میکند.
با محمدرضا باهنر درباره چگونگی ائتلاف اصولگرایان در انتخابات آینده، نو اصولگرایان، ائتلاف با اعتدالگرایان اصلاحطلب، پوستاندازی مجمع تشخیص مصلحت نظام و جزئیات علت حضور احمدینژاد در مراسم افطاری جام گفتوگو کردیم.
متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است:
شما در آخرین نشست خبری با رسانهها تاکید کردید که جمنا تنها محور ائتلاف اصولگرایان در انتخابات آینده نخواهد بود. خودتان تصور نمیکنید ممکن است با این اوضاع باردیگر شاهد چندپارهشدن جریان اصولگرایی در انتخابات شویم؟ با توجه به تکرویهای برخی احزاب در درون جبهه اصولگرایی، چهطور میتوانید به همگرایی برسید؟
ما حداکثر تلاشمان را خواهیم کرد که اصولگرایان را دور هم جمعکنیم. در این میان حتماً جمناییها هم هستند. تلاش میکنیم گروههای دیگری هم در این میان باشند اما اینکه همه آنها تحت عنوان جمنا وارد انتخابات شوند، فکر نمیکنم که اتفاق بیافتد اما اکثر جمناییها هم در این ائتلاف خواهند بود. ما همیشه این مشکل را داریم که چون حزب قدرتمندی در کشور وجود ندارد، روند انجام ائتلافها خیلی وقتگیر میشود. باید مرتب بنشینیم و مذاکره کنیم و هر دورهای هم ائتلاف با یک اسم تازه آغاز میشود. این دوره هم این مشکل وجود دارد اما هدف ما وحدت حداکثری اصولگرایان است.
برنامهتان برای جذب نو اصولگرایان و جبهه پیشرفت، رفاه و عدالت چیست؟
همه این گروهها هم در این ائتلاف هستند.
یعنی الان همه این گروهها را در ائتلاف خود جمع کردهاید؟
نه. در مرحله مذاکره هستیم. انشاءالله امیدواریم که اکثر آنها ائتلاف را بپذیرند چرا که هدف ما این است که ائتلافی صددرصدی انجام شود.
پیشبینی خودتان از جذب احزاب مختلف اصولگرا به این ائتلاف چیست؟
به نظرم این ائتلاف بهتر از ائتلاف دورههای گذشته خواهد بود.
برخی از اصلاحطلبان اخیراً مطرح کردند که همچنان میشود با اصولگرایان معتدل ائتلاف کرد و برخی دیگر مثل محمدرضا عارف تاکید میکنند که ما دیگر با سایر جریانها ائتلاف نمیکنیم. نظر شما در اینباره چیست؟ آیا اصولگرایان علاقهمند هستند با اصلاحطلبان نزدیک به خودشان ائتلاف کنند؟
ما اخیراً فضایی را ایجاد کردیم که جلساتی برگزار شود و با رقیبان هم گفتوگو کنیم اما معنای این مذاکره، ائتلاف نیست. بالاخره لازم است در دوران انتخابات، رقابت داشته باشیم. ما میگوئیم برای اینکه این رقابتها تبدیل به خصومت و خشونت نشود باید گفتوگو کنیم اما این معنایش ائتلاف با رقبایمان نیست. انتخابات به معنای رقابت است. دو گروه اصلی در کشور ما اصلاحطلبان و اصولگرایان هستند؛ در این میان گروههای فرعی هم ایجاد میشود اما تهران اصولاً در زمان انتخابات دو لیست دارد. بههرحال همانطور که گفتم ما داریم با رقبا تعامل میکنیم اما به نظرم ائتلاف با رقیب معنایی ندارد.
اخیراً اخباری مبنی بر محوریت جامعه روحانیت مبارز برای ائتلاف اصولگرایان در انتخابات آتی مطرح شده بود و عدهای این اقدام را بازگشت به شیخوخیت در اصولگرایی نامیدند اما در سخنان روزهای گذشته شما درباره ساختار ائتلاف اصولگرایان اشارهای به جامعه روحانیت نشد، توضیح خودتان چیست؟
جامعه روحانیت در حال تجدید ساختار است اما قصد ندارد مثل سابق میداندار باشد. جامعه روحانیت بیشتر امید دارد خود اصولگرایان با هم وحدت کنند و سازوکارش را فراهم سازند. ضمن اینکه فکر نمیکنم روند تجدید ساختار جامعه روحانیت به این انتخابات برسد. از طرفی اصولاً جامعه روحانیت هم ورودی مصداقی به انتخابات نمیکند.
روند جلسات معروف به گفتوگوی ملی چطور پیش میرود؟
هنوز این گفتوگوها تبدیل به ساختار نشده است که مثلاً مشخص شود عدهای از طرف اصلاحطلبان و عدهای از طرف اصولگرایان چه کاری خواهند کرد. ما علاقهمند هستیم ضمن اینکه با جناحهای مختلف سیاسی رقابت میکنیم، دشمنی نکنیم و در گفتوگوها خیلی از مشکلات را حل کنیم. طبیعی است که در حل برخی مشکلات مملکت بسیاری از مواضع ما و اصلاحطلبان مشترک است؛ مثلاً اینکه تلاش کنیم رکود برطرف شود، تولید راه بیافتند و امثال این موارد، اعتقاد همه گروههای سیاسی در کشور است.
بنابراین ما میگوئیم آنجایی که باهم اختلاف نداریم، میتوانیم همکاری کنیم که این تلاش را آغاز کردیم. البته در نهادهای دیگری مثل مجلس هم عدهای این اندیشه را آغاز کردهاند. به هرحال امیدواریم گفتوگو کردن به یک فرهنگ عمومی در جامعه تبدیل شود تا جریانهای مختلف در ضمن رقابت با یکدیگر، بر سر مواضع مشترک، همکاری کنند. وقتی گفتوگوی مستقیم وجود نداشته نباشد از طریق رسانهها حرفهایی زده میشود که حتی متلک تعبیر میشود و حاشیههایی هم ایجاد میکند.
به نظر میرسد بعد از این همه سال، با شنیدن شعار "اصلاحطلب اصولگرا؛ دیگه تمومه ماجرا" به فکر گفتوگو بر سر مواضع مشترک رسیدید.
نه؛ این طور نیست؛ الان چهل سال است از این دست شعارها وجود دارد. اما در این میان اشکال اصلی که بارها و بارها نقد شده این است که چند تا حزب قدرتمند فراگیر در کشور نداریم اما در عوض احزاب کوچک زیادی داریم. الان عملاً جناحها باهم رقابت میکنند. یک زمانی چپ و راست، یک زمانی کندرو و تندرو و یک زمانی اصلاح طلب اصولگرا مطرح بود. یک زمانی شورای عالی اصلاحات وجود دارد، یک زمانی جامعه مدنی و شورای عالی اصولگرایان؛ میخواهم بگویم اسمها تغییر میکند اما در اصل دو گروه اصلی هستند که در انتخاباتها باهم رقابت میکنند.
با مصوبات اخیر به نظر میرسد مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال تکمیل و اصلاح قوانین داخلی است، در ارتباط با این تغیرات توضیحی بدهید.
مجمع تشخیص مصلحت نظام دو وظیفه اصلی دارد؛ یک وظیفهاش مشورت دادن به رهبری در تعیین سیاستهای کلی نظام است. به طور کلی تعیین سیاستهای کلی نظام بر عهده رهبری است؛ البته در اصل ۱۱۰ قانون اساسی آمده رهبری بعد از مشورت با مجمع سیاستهای کلی را ابلاغ میکند.
یک وظیفه دیگر هم دارد، آن هم زمانی است که شورای نگهبان با مجلس به مشکل خورده باشد؛ در این زمان اختلاف طرح شده برای حل و فصل باید به مجمع بیاید. در این قسمت دوم بحث اختیارات رهبری مطرح نیست. مجمع تصمیمش را میگیرد و نتیجه را مثل قانون ابلاغ میکند. اگر در موضوعی بین مجلس و شورای نگهبان اختلاف باشد و مجلس ابر آن اصرار کند؛ این اختلاف به مجمع میآید.
در اینجا مجمع بر مبنای مصالح مملکت نظر میدهد؛ اگر نظر شورای نگهبان را ارائه کند موضوع یک قانون عالی است. اما اگر نظر شورای نگهبان را رد کند چون بر اساس ضرورت و مصلحت اندیشی بوده است حتماً باید زمانی برای آن در نظر گرفته شود. این نظر الی العبد نمیتواند باشد. اخیراً بحث مقام معظم رهبری نیز همین موضوع بوده است، به اعضای مجمع دستور دادند برای مصلحتاندیشیها زمان تعیین کنند. بر اساس این موضوعاتی که طرح کردم الان مشغول نگارش آئیننامه جدید مجمع هستیم.
بنابراین مصلحت اندیدشیهای مجمع تشخیص به صورت طبیعی ده ساله است، مگر آنکه در قوانینی مثل بودجه یا قانون برنامه پنجساله توسعه زمانش مشخص باشد. در واقع اگر در مورد زمان یک قانون در مجمع سکوت کردیم زمانش ۱۰ ساله است.
آیا میتوان این تغیرات را در راستای پوست اندازی مجمع تعبیر کنیم.
اسم این کارها پوست اندازی نیست. نظارت بر اجرای سیاستها بر عهده رهبری است؛ این موضوع در اصل ۱۱۰ قانون اساسی به صراحت آمده است. حضرت آقا نیز این موضوع را به مجمع تشخیص مصلحت نظام تنفیذ کردند. الان مجمع تشخیص هم دارد همین کار را میکند، شاید بشود گفت از این لحاظ با دوران ریاست آیتالله هاشمی رفسنجانی تغییر کرده است. اما به هر حال از همان زمانها ما در حوزه نظارت سیاستها ورود پیدا کرده بودیم. از سوی دیگر در نظر داشته باشید قوانین داخلی و آئیننامهها به ترتیب تکمیل میشوند و نه یک دفعه. اتفاق جدیدی در مجمع نیافتاده است و همه چیز کاملاً بر اساس قانون اساسی پیش میرود.
در جریان مراسم افطاری جامعه مهندسین، محمود احمدی نژاد هم حاضر بود که خودتان در نشست خبری اشاره کردید این حضور، در قالب دعوت عام انجام شده است اما بخشی از افکار عمومی به این سمت حرکت کرد که ممکن این حضور بیارتباط با انتخابات آینده نباشد، نظر خودتان چیست؟
این دعوت که واقعاً یک دعوت عام بود و ایشان در همان قالب به مراسم تشریف آوردند. اما در جریان اصولگرایی و حتی نو اصولگرایی تاکنون هیچ بحثی برای ائتلاف با آقای احمدینژاد انجام نشده و بعید میدانم که صحبتی هم پیش آید. از طرفی پیشتر فعالیتها و حضور آقای احمدینژاد هم برای ریاستجمهوری انجام شده بود که منتفی شد اما اینکه ایشان برای انتخابات مجلس بخواهد با حزبی به میدان بیاید یا نه را باید صبر کنیم و ببینیم.
اما در سالهای گذشته آقای احمدینژاد در این مراسم حضور نداشت، فکر میکنید علت حضورش در مراسم امسال چه بود؟
مسئله خیلی کوچکی از نظر اجتماعی بود. شوهر همشیره بنده که پدر آقای ثمره هاشمی میشود، حدود ۲۵ روز قبل فوت کرده بود و آقای احمدی نژاد هم از آنجا که با آقای ثمرههاشمی برو و بیایی دارند و ارتباطشان خوب است، از تهران برای مراسم ختم به کرمان آمدند. همچنین در مراسم ختمی که در مسجد نور تهران برگزار شد هم حاضر شدند و همانجا از من پرسیدند دعوتتان برای افطاری جامعه اسلامی مهندسین جدی است یا نه؟ من هم گفتم بله؛ ما دعوت کردهایم و هرکس بیاید خوب است که ایشان هم بر همین اساس تشریف آوردند. بنابراین فکر نمیکنم علتی جز برای همان رفتوآمدهای مرسومی که گفتم، وجود داشته باشد. ضمن اینکه فکر نمیکنم خود احمدینژاد هم میلی برای رفتوآمد با اصولگرایان داشته باشد.
شما پیش از این تاکید کرده بودید که در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا نمیشوید. آیا قصد ندارید برای حضور در انتخابات مجلس برنامهریزی داشته باشید؟
من حتماً یک فعال سیاسی در انتخابات مجلس خواهم بود چرا که نیرو و حزب داریم اما شخص خودم برای انتخابات مجلس نمیآیم و برنامهای ندارم.
صدف صمیمی/ علی رضا قربانی
قیمت انواع تلفن همراه موجود در بازار، مورخ ۱۸ خرداد را مشاهده میکنید.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، دیگر زندگی بدون تلفن هوشمند امکان پذیر نیست، شبکههای اجتماعی با حجم اطلاعاتی گسترده و انتشار اخبار لحظهای و برخط، نرمافزارهای کاربردی مالی و بانکی که شیوه پرداخت و انتقال وجه را به آسانترین روش ممکن مکان پذیر میکنند و برنامههای تفریحی و بازیهای سرگرم کننده از دلایل مهم برای داشتن یک تلفن هوشمند است که هرشخصی را به خرید این محصول وادار میکند، به طوری که بازار تلفن هوشمند حتی در ایام گرانی نیز تعطیل نبوده و خریداران زیادی دارد. به آخرین قیمت تلفنهای هوشمند موجود در بازار به تاریخ ۱۸ خرداد نگاهی بیاندازیم. در روزهای گذشته قیمت برخی مدلها با کاهش قیمت همراه بود، ولی این روال برای تمامی محصولات برقرار نبود.
*تمامی قیمتها به تومان است*
**در فهرستهای زیر، قیمت تمامی مدلهایی که دارای گارنتی معتبر هستند، با همان قیمت مصوب شرکت گارانتی آورده شده است، البته قیمت یک مدل با گارانتیهای مختلف نیز ممکن است تفاوتهایی داشته باشد. تمامی مدلها دارای نسخه بدون گارانتی نیز هستند که در بازار با قیمتی ارزانتر به فروش میرسند. **
شرکت سامسونگ
در حال حاضر مهمترین مدل سامسونگ در بازار جهان سری پرچمدار گلکسی S10 محسوب میشود که نزدیک به سه ماه از عرضه آن میگذرد و طبق آمارهای فروش برخلاف پرچمدار سال گذشته سامسونگ، سری جدید گلکسی S10 فروش خوبی دارد. اما جدیدترین مدلهای سامسونگ مربوط به سری میانرده گلکسی A و M است، در هفتههای گذشته سه مدل گلکسی A70، A30 و A20 وارد بازار شدهاند که قیمت مناسبی دارند. در ادامه آخرین قیمت تلفنهای هوشمند شرکت سامسونگ در بازار را مشاهده میکنید:
شرکت هوآوی
شرکت هوآوی تنوع محصولات بالایی دارد که شامل مدلهای ردهبالا و پرچمدار این شرکت و سری آنر و Y است که همگی جزو تلفنهای پرفروش بازار محسوب میشوند. این شرکت در سالهای اخیر با ارائه محصولات با کیفیت به همراه قیمت مناسب توانسته رشد عالی در زمینه فروش تلفن همراه داشته باشد. در حال حاضر مشکلات اخیر هوآوی نتوانسته برروی فروش تولیدات پیشین این شرکت تاثیری بگذارد و همچنان محصولات هوآوی از پرفروشهای بازار هستند. در ادامه آخرین قیمت تلفنهای هوشمند شرکت هوآوی در بازار را مشاهده میکنید:
شرکت اپل
شرکت اپل بیش از ۱۰ سال است که خانواده آیفون را تولید میکند، هرساله نیز چند مدل جدید از این سری را به بازار عرضه میشود. اپل در سال گذشته از مدل آیفون XS به همراه نسخه قدرتمندتر آیفون XS Max و نسخه ارزانتر آیفون XR رونمایی کرد که هر سه مدل جزو سری پرچمدار سال ۲۰۱۸ این شرکت محسوب میشوند. در حال حاضر مدل آیفون X و آیفون ۸ و ۸ پلاس نیز در بازار موجود است. مدلمیان رده آیفون SE نیز با قیمتی بسیار مناسب در بازار وجود دارد که طرفداران آیفون میتواند با صرف هزینهای کم آن را خریداری کنند. در ادامه آخرین قیمت تلفنهای هوشمند شرکت اپل در بازار را مشاهده میکنید:
شرکت شیائومی
تنوع بالا، کیفیت مطلوب و قیمت مناسب، رمز موفقیت شرکتهای چینی مانند شیائومی است که در سالهای اخیر با استفاده از همین سه ویژگی، رشد چشمگیری داشتهاند. چندی پیش پرچمدار جدید این شرکت به نام Mi9 به بازار عرضه شده که با وجود قدرت بالا، قیمت ارزانی نسبت به دیگر مدلهای مشابه دارد و پیشبینی میشود که فروش خوبی را داشته باشد. مدلهای ارزانتر این پرچمدار بانام Mi9SE نیز با قیمتی مناسب در بازار به فروش میرسد. در ادامه آخرین قیمت تلفنهای هوشمند شرکت شیائومی در بازار را مشاهده میکنید:
شرکت نوکیا
شرکت نوکیا هرچند مانند گذشته از برترینهای بازار محسوب نمیشود، اما همچنان با عرضه مدلهای کلاسیک و هوشمند تلاش میکند تا به جایگاه قبلی خود بازگردد، در حال حاضر از مدلهای موجود در بازار ایران این شرکت میتوان به نوکیا ۸، ۸.۱، ۷ پلاس، ۷.۱ و دیگر مدلهای میانرده نوکیا اشاره کرد که از کیفیت و قیمت بالایی برخوردار هستند. در ادامه آخرین قیمت تلفنهای هوشمند شرکت نوکیا در بازار را مشاهده میکنید:
شرکت الجی
شرکت الجی نیز مانند نوکیا در گذشته جزو قدرتمندترین شرکتهای تولید کننده تلن همراه در جهان محسوب میشد که در سالهای اخیر با ورود برندهای چینی به بازار کمی افت داشته و مانند گذشته مدلهای پرفروشی را تولید نمیکند. در حال حاضر سه مدل G6، K10 و K4 در بازار یافت میشودکه سری k از تولیدات سالهای پیشین الجی هستند. در ادامه آخرین قیمت تلفنهای هوشمند شرکت الجی در بازار را مشاهده میکنید:
شرکت وانپلاس
تنها ۵ سال از تاسیس شرکت وانپلاس میگذرد و اولین تلفن هوشمند این شرکت در سال ۲۰۱۴ به بازار عرضه شد. این شرکت هر ساله از مدل پرچمدار خود به همراه یک یا دو نسخه فرعی رونمایی میکند. در حال حاضر پرچمدار سال ۲۰۱۸ این شرکت یعنی وانپلاس ۶ به همراه وانپلاس 6T و نسخه ویژه مکلارن در بازار موجود است. نسخه پرو پرچمدار سال ۲۰۱۹ این شرکت نیز به تازگی در برخی فروشگاهها عرضه شده که قیمت آن در لیست زیر موجود است. در ادامه آخرین قیمت تلفنهای هوشمند شرکت وانپلاس در بازار را مشاهده میکنید:
شرکت سونی
سونی در تلاش است تا مانند گذشته تولید تلفنهای خود را افزایش دهد، این شرکت پس از جدایی از برند اریکسون و وارد شدن غولهای چینی به بازار، با افت فروش محسوسی مواجه شد و در حال حاضر نیز ار برندهای اول دنیا محسوب نمیشود. اما در هر صورت هنوز هم تلفنهای هوشمند با کیفیتی از طرف سونی تولید میشود که طرفداران مخصوص خود را دارد. در ادامه آخرین قیمت تلفنهای هوشمند شرکت سونی در بازار را مشاهده میکنید:
شرکت اچتیسی
دیگر قربانی رشد حضور شرکتهای چینی در بازار اچتیسی است، این برند تایوانی نیز به همراه سونی و نوکیا در سالهای پیش به عنوان قدرتهای اول بازار تلفن هوشمند به شمار میآمدند، اما در سالهای اخیر با کاهش خلاقیت و عدم استفاده از فناوریهای نوین دیگر پیشگام این صنعت نبوده و اجازه دادن تا شرکتهای چینی جای آنها را در بازار پر کنند. البته اچتیسی هنوز هم محصولات متنوعی تولید میکند و در بازار ایران نیز این مدلها به فروش میرسد. در ادامه آخرین قیمت تلفنهای هوشمند شرکت اچتیسی در بازار را مشاهده میکنید:
این دو جوان بعد از اینکه دوستشان را به دماوند کشاندند به دلیل اینکه او ثروتمند بود و آنها حسادت میکردند، او را با گلوله به قتل رساندند.
بر اساس محتویات پرونده، مردی سال 93 با مراجعه به کلانتری 122 دربند به مأموران اعلام کرد برادرش گم شده است. این مرد گفت: سیامک برای دیدار با دوستانش از خانه خارج شد و دیگر برنگشت و تلفن همراهش هم خاموش است.
این پرونده در اختیار پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. کارآگاهان در نخستین گام مشخصات خودروی سیامک را در سیستم پلیس جستوجو کردند و متوجه شدند ماشین سیامک در شهرستانی اطراف تهران بدون راننده کشف شده است. از آنجایی که لاستیکهای ماشین سرقت شده بود، پلیس حدس زد احتمالا سیامک قربانی یک دزدی شده باشد. 10 روز بعد جسد او در یک کانال آب اطراف تهران پیدا شد. وضعیت جسد نشان میداد او بهخاطر سرقت به قتل نرسیده و قربانی انتقامگیری هولناک شده است.
برادر سیامک که برای شناسایی جسد رفته بود، بعد از تأیید هویت جنازه به مأموران گفت سیامک روز حادثه برای دیدار با دوستانش فریدون و جمشید از خانه خارج شده و به مادرش گفته بود با آنها قرار دارد. وقتی جمشید و فریدون بازداشت شدند، راز قتل هولناک این جوان فاش شد. آنها گفتند: سیامک از دوستان صمیمی ما بود اما به دلیل اینکه وضع مالی خوبی داشت و همیشه ماشین خوب سوار میشد، به او حسادت میکردیم و بههمیندلیل تصمیم به انتقامگیری و سرقت ماشین سیامک گرفتیم.
فریدون گفت: عصر با سیامک قرار گذاشتیم بر اساس نقشه به باغ یکی از بستگانم که از قبل کلید آنجا را به امانت گرفته بودم، رفتیم. مقابل درِ ورودی باغ و در حالی که من در صندلی شاگرد نشسته بودم بدون هیچ بهانهای با سیامک درگیر شدم و با کلت کمری که از قبل به مبلغ دو میلیون تومان خریداری کرده بودم، سه تیر به سر سیامک شلیک کردم بعد هم با چاقو چند ضربه به او زدم و جسدش را از ماشین به بیرون پرت کردم.
او درباره نقش جمشید در این جنایت نیز گفت: در زمان درگیری جمشید سر کوچه نگهبانی میداد و زمانی که سیامک را از ماشین به بیرون پرتاب کردم، با تهدید از جمشید خواستم چند ضربه چاقو به سیامک بزند.
با اعتراف متهمان درباره مخفیکردن سلاح کمری در خودروی متعلق به جمشید، خودرو بازرسی و علاوه بر یک قبضه سلاح کمری مبلغ چهار هزارو 600 دلار نیز کشف شد که متهمان در بازجوییها مدعی شدند 10 هزار دلار از یکی از دوستانشان سرقت کرده بودند و آن دلارها نیز بقیه همان پول است.
پرونده با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در جلسه رسیدگی بعد از خواندهشدن کیفرخواست اولیایدم در جایگاه حاضر و خواستار صدور حکم قصاص شدند. سپس جمشید در جایگاه قرار گرفت و گفت: من قاتل نیستم و قتل را فریدون انجام داده است. فریدون از سیامک بدش میآمد و به او حسادت میکرد. با سیامک قرار گذاشتیم و سوار ماشین او شدیم.
با هم بهسمت دماوند، ویلای عموی فریدون رفتیم. قبل از رسیدن به آنجا فریدون به سیامک گفت دور بزن و با سلاحی که داشت سه تیر به سرش شلیک کرد. بعد او را بیرون انداخت و من هم از ماشین بیرون آمدم. فریدون او را کتک زد و کارت عابربانک و رمزش به همراه گوشی مقتول را گرفت. رفتم ببینم دور و بر کسی نیست که یکدفعه فریدون به سیامک گفت بیا خلاصت کنم و همین که سیامک سمتش رفت او با چاقو سمت راست گردن مقتول را برید. فریدون گفت امکان دارد زنده بماند و از من خواست او را با ضربات پاره آجر بزنم من قبول نکردم و خودش این کار را کرد. البته من هم یک ضربه به شکم مقتول زدم.
سپس فریدون در جایگاه قرار گرفت و گفت: من کسی را نکشتهام و فقط ضربات غیرکشنده را به سیامک زدم و کسی که ضربه آخر را به سیامک وارد کرد، جمشید بود. من و سیامک چهار سال پیش در مجتمع تجاری ولنجک در یک کافیشاپ با هم آشنا شدیم و روز واقعه نیز خودش با ما قرار تفریح گذاشت. در واقع من و جمشید با هم قرار گذاشته بودیم خودروی سیامک را به سرقت ببریم که زمان تهدید، سیامک مقاومت کرد و من دستپاچه شدم و چند تیر به او شلیک کردم و او را از ماشین بیرون انداختم و به بیرون از ماشین رفتیم. وقتی به سیامک رسیدم او را از پشت سر گرفتم و میخواستم با چاقو راهش را ببندم که هل شدم و چاقو دست خودم را هم برید. رفتم با دستمال دستم را ببندم که وقتی برگشتم متوجه شدم جمشید با همان چاقو چند بار از پشت زیر گردن سیامک کشیده است.
با پایان گفتههای متهمان، قضات وارد شور شدند و فریدون را به قصاص و جمشید را به 74 ضربه شلاق و 20 سال حبس و هر دو را به دلیل جنایت بر میت به پرداخت دیه محکوم کردند. این رأی در دیوان عالی کشور تأیید و پرونده برای طی مراحل قضائی برای اجرای حکم به دادسرای جنایی تهران ارسال شد.
خبرآنلاین /شرق