ایجی - خبر

خبر های اینستاگرام - دانلود اینستاگرام

ایجی - خبر

خبر های اینستاگرام - دانلود اینستاگرام

سید جواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش شد



اخبار,اخبار اجتماعی,سید جواد حسینی

سخنگوی دولت از تعیین سید جواد حسینی به عنوان سرپرست وزارت آموزش و پرورش از سوی رئیس جمهوری خبر داد.

به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، علی ربیعی با بیان اینکه در روزهای گذشته گزینه های مختلفی برای تصدی این پست با رئیس جمهوری دیدار کرده و برنامه ارائه کرده اند، گفت: در پی استعفای آقای سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش و پذیرش استعفای ایشان توسط رئیس جمهوری، گزینه های مختلفی برای تصدی سرپرستی این وزارتخانه مطرح شدند که نهایتا دکتر روحانی از میان این گزینه ها، با صدور حکمی دکتر سید جواد حسینی را به عنوان سرپرست وزارت آموزش و پرورش منصوب کرد.

ربیعی با تاکید بر اینکه وزارت آموزش و پرورش از اهمیت و جایگاه ویژه ای برای دولت و شخص آقای روحانی برخوردار است، گفت در انتخاب سرپرست وزارت آموزش و پرورش همه دغدغه های مربوط به فرهنگیان و دانش آموزان مد نظر قرار گرفته است.

سیدجواد حسینی پیشتر مدیرکل آموزش و پرورش استان خراسان رضوی بوده و معاونت سیاسی، امنیتی و اجتماعی و قائم مقام استانداری خراسان رضوی را نیز در کارنامه خود دارد.

روش عجیب فراعنه برای مشخص شدن جنسیّت جنین



 اخبارگوناگون,خبرهای گوناگون ,فراعنه

یک نمونه از روش‌های زنان فرعونی چنین بوده است که مراجعه کننده روی مخلوط بخور، بخار روغن، خرما و آبجو می‌نشست و اگر بعد از اجرای این نسخه استفراغ می‌کرد دلیل این بود که به زودی باردار می‌شود و اگر این اتفاق نمی‌افتاد، نشان دهنده این بود که او نازاست.

طرز شناخت نوع جنین تاریخ طولانی دارد. زنان در عصر فراعنه ترفندهایی را نه فقط برای تشخیص جنسیّت جنین بلکه برای شناخت زنان نازا از کودک زا هم ابداع کرده بودند.

یک پژوهش جدید تاریخی که از سوی مرکز پژوهش و حقوق در استان أقصر مصر به سرگروهی خانم نجوا البارون انجام شده، نشان می دهد که زنان مصری حدود پنج هزار سال پیش با ابزارهای باروری جنسی و تسریع فرآیند بارداری آشنا بوده اند.

 اخبارگوناگون,خبرهای گوناگون ,فراعنه

یک نمونه از روش های زنان فرعونی چنین بوده است که مراجعه کننده روی مخلوط بخور، بخار روغن، خرما و آبجو می نشست و اگر بعد از اجرای این نسخه استفراغ می کرد دلیل این بود که به زودی باردار می شود و اگر این اتفاق نمی افتاد، نشان دهنده این بود که او نازاست.

 اخبارگوناگون,خبرهای گوناگون ,فراعنه

تعیین جنسیّت جنین با گندم و جو

مصریان باستان روش جالبی برای تشخیص جنسیّت جنین داشتند. آنها ادرار زن باردار را روی دانه های گندم و جو می ریختند، اگر نخست دانه های جو می رویید نشان دهنده این بود که جنین پسر است و اگر دانه های گندم نخست رشد می کرد، نشان دهنده دختر بودن جنین بود.

 اخبارگوناگون,خبرهای گوناگون ,فراعنه

این مطالعه همچنین به نسخه های فراعنه برای پیشگیری از بارداری و تنظیم خانواده نیز اشاره دارد، که موادی همچون نمک ناترون، فضولات کروکودیل، ماست و فیبر گیاهی در نسخه ها به چشم می خورند.

 اخبارگوناگون,خبرهای گوناگون ,فراعنه

سرانجام سریال‌های رمضانی؛ پایان بیش‌از‌حد باز!



در این مطلب به بخشی از نکات قوت و ضعف داستان‌پردازی و پایان‌بندی سه مجموعه تلویزیونی ماه رمضان اشاره‌ می‌کنیم.

پس از یک ماه پخش سریال‌های سه‌گانه ماه رمضان، دیر یا زود کار همگی پایان گرفت و به سرانجام رسید و عاقبت خیر و شر شخصیت‌ها و نتیجه داستان هر سه سریال روشن شد. جای خوشحالی دارد برخلاف بسیاری از دیگر پایان بندی‌ها، هر سه مجموعه با برخورداری از داستانی تلخ و گزنده و ماجرا‌هایی عجیب و کمتر روایت شده، خوشایند تعریف شد.

در این بین، بی‌ربط و مرتبط بودن سوژه سریال‌های مناسبتی و به خصوص نوع پایان‌بندی ماجرا و به قولی حرفی که قرار است به بینندگانش منتقل کند، بعد از جذابیت و سرگرم‌سازی مهم‌ترین کارویژه مجموعه‌سازی در تلویزیون به حساب می‌آید. نقدی که بسیاری به مجموعه‌های ماه رمضان امسال و دیگر سال‌ها وارد می‌کنند این‌که چرا ارتباط مستقیمی با مبانی دینی و موضوعات معنوی و معرفتی ندارد.

در حالی که هر سوژه‌ای که در بستر خود از خیر و معروف به طریقی سخن به میان آورد و رذایل و شرور را ناخوآگاه نفی کند، حرف دین و آیین را به میان آورده است. در این فرصت به بخشی از نکات قوت و ضعف داستان‌پردازی و پایان‌بندی این سه مجموعه ماه رمضان اشاره‌ای می‌کنیم:

برادرجان

 اخبار فرهنگی,خبرهای فرهنگی, سریال‌های رمضانی

این سریال رمضانی که یکی از پربیننده‎ترین مجموعه‎های این ماه محسوب می‌شد، با طرح داستانی تلخ درخصوص حق‌الناس از شبکه سه مهمان منزل روزه‌داران شد و توانست بخش قابل توجهی از آرا و نظرات مثبت را به خود جلب کند. مجموعه‌ای که زودتر از دیگر سریال‌ها به انتها رسید و علی‌رغم شروع و داستان‌پردازی تلخ و پرماجرای خود، پایانی خوش را برای طرفدارانش به تصویر کشید.

شخصیت‎پردازی خوب کریم بوستان با بازی استاد علی نصیریان و عاقبت مرگ هدفمند این نقش به خوبی روشن است. آنچه جای سوال و تعجب دارد، شکل داستان‌گویی سعید نعمت‌ا... و تصویر این روایت به زبان محمدرضا آهنج است. این‌که چرا برای سریالی مناسبتی این همه ضرب و شتم و زبان تهدید و ارعاب در نظر گرفته شده و حتما باید بزرگی می‌مرد تا همه چیز سرو سامان بگیرد و همه سر جای خودشان بنشینند. چرا نباید کدخدامنشی و گفتگو و مشورت راه‌حل پایان خوشایند سریال‌های ما باشد که بهترین پیشنهاد به آحاد جامعه در مواجهه با چنین مسائلی است.

همین طور این سوال مطرح است که چرا برای یک خط داستانی ساده که گرفتن حق کریم بوستان و خانواده‌اش از چند باب مغازه در بازار است، این همه آسمان و ریسمان به هم بافته شده و خرده داستان‌های گیرای دیگری که با پیرنگ اصلی قصه هم‌خوان باشد، برای آن در نظر گرفته نشده؟ البته ماجرای توکل آذر و همسرش، حنیف صرافت و خواهرش لیلا، عاطفه نخعی و همسرش رسول نتوانسته چیزی به داستان اصلی اضافه کند که کمتر بیننده و شنونده کلماتی حول و حوش «حقم را بده و حقت را نمی‎دهم» باشیم.

نقش و شخصیت سه برادر و دیگر آدم‌های این مجموعه هم در نوع خود جای سوال دارد. این همه قدرت چاوش، به‌عنوان برادر بزرگ با همه خدماتی که سال‌ها برای حمایت از خانواده‌اش به خرج داده، همچنان با ارتکاب به انواع کار‌های نادرست و خلاف شرع و عرف محبوب و پرطرفدار در دل داستان حضور دارد و در پایان هم تنبیه و تنبه خاصی متوجه او نمی‌شود و مثل دیگر اعضای خانواده خوشحال و شاد نشان داده می‌شود. جز کمی شماتت و پشیمانی، چیزی از عاقبت راه نادرستی که چاوش رفته نمی‌بینیم که جای کمی برای عبرت‌آموزی و درس‌گیری اجتماعی می‌گذاشت.

از یاد‌ها رفته

 اخبار فرهنگی,خبرهای فرهنگی, سریال‌های رمضانی

شروع جذاب و دیدنی سریال «از یاد‌ها رفته» با حضور خبرساز رضا یزدانی و بازی قابل قبولش، بعد از پایان بخش اول مجموعه توقعات را از ادامه کار بالا برد، ولی نتوانست از پسِ انتظارات برآید و شب به شب مجموعه ماجرا‌هایی از هم پاشیده و نابه‌سامان را به نمایش گذاشت تا این‌که در قسمت‌های جمع‌بندی با داستانی از هم گسسته و شخصیت‌‎هایی گمشده در آبی که به پایان سریال بسته شده، روبه‌رو می‌شویم.

خط داستانی مجموعه از یاد‌ها رفته با طرح عشق مهراد و مهربانو از نقطه معقولی شروع شد، اما با پیش رفتن قصه بیشتر و بیشتر خیالی فضاسازی شد. سریال برای جا انداختن ارزش حجاب در بستری تاریخی، خرده‌داستان‌هایی غیرعادی را تعریف می‌کند که بود و نبود آن‌ها تاثیری بر روند اصلی روایت و نتیجه‌گیری پایانی ندارد. به عنوان نمونه خانواده شکوه‌السلطنه یکی پس از دیگری و به دلایل نامعقول می‌میرند و از داستان حذف می‌شوند که تاثیر خاصی بر ماوقع ماجرا‌ها نمی‌گذارد.

از طرفی، فراز و فرود‌های طراحی شده در دل قصه از قسمت‌های آغازین تا روز‌های پایانی مجموعه، چه از نظر خط روایی، چه میزانسن و چه از منظر گونه، غیرقابل باور بود. داستان با دختری از فرنگ برگشته به جایی رسید که در صحنه‌های پایانی سر از بیابان و چاه در‌آورد که بیشتر یادآور سرگذشت عجیب پیامبران بود تا سرنوشت دختری هم‌عصر ما!

از نقاط سوال‌برانگیز داستان‌پردازی از یاد‌ها رفته ذکر چند نمونه برجسته کفایت می‌کند. مرگ نابه‌هنگام مهراد به عنوان یکی از نقش‌های اصلی و ستون دراماتیک از یاد‌ها رفته، آن هم بعد از پخش نیمی از کار و عیان شدن کم‌و‌کاستی‌های پرتعداد آن، صدمه زیادی به تصویر خوب داستان زد که دیگر جبران نشد و چیزی بیش از احساس و هیجان بیننده به نظر می‌رسد. البته این هم به معنای بی‌عیب و نقص بودن بخش نخست نیست که تنها در میان این همه شلوغی، نقطه قوت و امید کار به حساب می‌آ‌ید. فروغ‌الزمان، خواهر مهراد که در آغاز مجموعه پزشک جراح بیمارستان حسام خان تعریف شده بود به محض مرگ مهراد به قاتلی حرفه‌ای و بی‌رحم بدل شد. حضور و زیست داستانی فتاح، قاتل حرفه‌ای قصه هم از همه عجیب‌تر. این‌که هر روز له یا علیه شخص و جناحی، دست به اسلحه می‌شد و در پایان فروغ‌الزمان را کشت، جای سوال زیادی داشت. عشق قدیمی، اما یک شبه مطرح شده نادر به قمر، خواهر خسرو از آن دست عجایب بود که بسیار پیشتر از این حرف‌ها باید در چند نقطه از مجموعه کدگذاری می‌شد تا بیننده شب آخری به جای تعجب از این احساس نیم‌بند، با آن‌ها همذات‎ پنداری کند. چون هر دوی این شخصیت‌ها از همان بخش اول سریال با روند داستان همراه بودند و در شمار شخصیت‎های مهمان و فرعی قصه نبودند.

همین طور ضرورت این همه گنجاندن خشم و خشونت، تهدید و شکنجه و مرگ و میر معلوم نیست. اعضای خانواده شکوه‌السلطنه و نیز خانواده مهربانو هر یک به طرزی تراژیک و وحشیانه کشته شدند و از بین رفتند. نویسنده و کارگردان برای نمایش آسیب‌های از یاد رفتن معروفی، چون حجاب می‌توانستند به جای نمایش روی تلخی ماجرا، با استفاده افراطی از خشونت چهره دوره رضاخانی، بعد مثبت گسترش حجاب در جامعه را برجسته کنند تا به صورت ناخودآگاه منظورشان را منتقل کنند.

از طرف دیگر، درست است که نیاز به قهرمان حلقه مفقوده آثار هنری ماست؛ اما چگونه و با چه مختصاتی؟ حضور اغراق‌آمیز خسرو و نادر سر همه صحنه‌های حساس و نجات مهربانو از دست بدخواهانش به قول خود اتابک میرزا در قسمت پایانی، که «دیگه تا کی قراره لحظه حساس ماجرا کسی از راه برسه و نجاتت بده»، ناباورانه است. خسرو خانی که همه مجموعه نفهمیدیم با آن گذشته سیاه و سرنوشت رازآلود، چرا این قدر خوب و سفید تعریف شده یا این که چطور چند قسمت طول می‌کشد که مهربانو درگیر یک مصیبت جدید و دربند دار و دسته‌ای شود و خسرو مثل صاعقه او را حتی در دل چاهی در بیایان یا بالای طناب دار در یک خانه خرابه پیدا می‌کند و نجات می‌دهد.

از سویی، بیننده با معجونی از گونه‌های مختلف مواجه بود که در بسیاری از قسمت‌ها به هم آمیخته و دستپختی ناهمگون و غیرقابل خوردن را برای مذاق تماشاگر تهیه دیده بود. سیناپس نسبتا طولانی اول از یاد‌ها رفته، به‌شدت دراماتیک بود و دل و دیده مخاطبان را با خود همراه کرد و رفته‌رفته این تِم در دل دیگر گونه‌هایی، چون ماجراجویی، تراژدی، پلیسی، وحشت، خیالی، تاریخی و بالاخره در قسمت پایانی وسترن هضم شد و تنها در دو قسمت نهایی دوباره عاشقانه مهربانو و خسرو پررنگ شد. به خاطر همین یکدست نبودن، هیچ کدام از این گونه‌ها درست پرداخت نشده و به چهره مجموعه لطمه وارد کرده است. درگیری‌های مهربانو با عوامل سیاسی و حکومتی، اره و تیشه گرفتن‌های بی‌مورد او با خسرو مهرگان در کنار تعقیب و گریز‌های نامعقول فروغ الزمان با قاتلان مهراد و نیز حضور معمایی نادر پشت پرده همه ماجرا‌ها و... موجب سردرگمی تماشاگر شده‌اند.

نکات فنی کار هم به سهم خود زمینه‌ساز بخشی از این کمبود‌ها شده است. استفاده از تکنیک کروماکی در جای‌جای کار به‌خصوص صحنه‌های مربوط به حرم مطهر رضوی و فیلمبرداری روی خودرو‌ها از کار بیرون زده بود. این نقصان در سکانس‌های پایانی بیش از هر جای دیگری به چشم می‌آمد، صحنه مواجهه و تیراندازی نیرو‌های اتابک میرزا و خسرو، تصنعی و آبکی طراحی و تصویر‌برداری شده بود. با وجود زمان خوبی که کارگردان و عوامل سریال از یاد‌ها رفته از سال ۹۶ برای آماده‌سازی و تولید کار داشته‌اند، داستان‌پردازی و تصویربرداری ضعیف خیلی از سکانس‌ها به خصوص در چند قسمت پایانی توجیه‌ناپذیر است. قسمت نهایی که کاملا سرهم‌بندی شده بود و مثل قطعات پازلی از هم پاشیده به نظر می‌رسید که کمترین میزان انسجام میان بخش‌های مختلف کار، شخصیت‌ها و خرده داستان‌ها احساس می‌شد. مثل خیلی از کار‌های سینمایی و تلویزیونی که بازیگران خوب از یاد‌ها رفته بار کم و کاستی‌های دیگر اجزای مجموعه را می‌کشند، بازی خوب حسین یاری و هنرمندان پیشکسوت کار تا حد زیادی نقاط ضعف کار را پوشانده‌اند.

دل‌دار

 اخبار فرهنگی,خبرهای فرهنگی, سریال‌های رمضانی

اما مجموعه «دل‌دار» با ملودرامی اجتماعی و دغدغه‎مدار برای جوانان پا را پیش می‌گذارد و در ادامه ماجراجویی شخصیت‌های پرتعداد خود سمت و سوی دیگری می‌گیرد. به خاطر گره سختی که با قتل غیرعمد آرش جوانمردی به بافت ماجرا می‌افتد، در شب‌های آخر پخش سریال که بیش از دو سریال دیگر رمضان به طول می‌انجامد، بازار گمانه‌زنی‌ها و حرف و حدیث‌های مخاطبان را در فضا‌های مجازی داغ می‌کند که خود گویای پیوند خوردن و همراهی مخاطبان با مجموعه برادران محمودی دارد.

با این حال این مجموعه هم به اندازه خود نقاط ضعف زیادی چه از نظر داستان‌پردازی و چه تکنیکی و تولید دارد. مهم‌تر از همه این که آن قدر کلیت قصه تلخ و پراتفاق خلق و تصویرسازی شده و بی‌خود و بی‌جهت در مدت ۲۹ قسمت کش می‌آید که در چند سکانس ظاهرا خوشایند پایانی چیزی از تلخکامی بینندگان نمی‌کاهد.

از طرف دیگر اگر از تکرار دیالوگ‌ها و صحنه‌های تکراری و بی‌فایده دل‌دار مانند دیالوگ هما، مادر کامیار یا گفت‎وگوی تکراری میان آرش و دوستش صالح با اغماض بگذریم، خلأ‌های پرداخت داستانی خیلی خوشایند نیست و مدام بیننده را از دل کار بیرون می‌آورد و به چرایی این کمبود‌ها در دل قصه فکر کند. مسائل اقتصادی که زیربنای داستان جوانان دل‌دار تعریف شده، با کشته شدن پژمان شریفی، به‌تدریج کمرنگ و دیگر در آخر سریال گم می‌شود. شاید مهم‌ترین نقطه ضعف سریال که کل داستان روی آن سوار شده و محل بحث و چالش بینندگان بود، این بود که آیا از لحاظ حقوقی قتلی که آرش مرتکب شد اعدام داشت؟! برادران محمودی از پاسخ به این بخش به راحتی گذشتند و حکم اعدام را قطعی کردند در صورتی که نوع درگیری آرش و پژمان به گونه‌ای بود که صدور حکم اعدام برای آرش را قدری سخت می‌کرد.

از دیگر خلل و فرج این داستان بعد از وقوع قتل، همه آدم‌های سریال از خواهر و مادر و نامزد و دوست آرش گرفته تا پدر پژمان و حتی دکتر خانوادگی‌شان فهمیدند که آرش رفتار عجیب و غریبی و مشکوکی دارد به جز نیرو‌های آگاهی که به قول خودشان، همواره در حال بررسی شواهد و مدارک قدیمی بودند و نه گشتن دنبال شواهد جدید و یافتن مقصر اصلی. به خصوص در شرایطی که تقریبا مطمئن بودند امیر گودرزی (یا همان سامان افضلی) مجرم و مقصر نیست.

از آن جالب‌تر بدیهی بودن و مفروض دانستن قتل غیرعمد آرش برای همه بود. بر این اساس، سرنوشت شخصیت‌های قصه هم با توجه به وزن نقش و حضورشان در دل ماجرا به ویژه در قسمت‌های پایانی درست اتفاق نیفتاد. سامان که ظاهرا جزو نقش‌های دست دوم و البته منفی سریال بود، اما در حقیقت بار همه سریال را بر دوش می‌کشید و همه اتفاقات را رقم می‌زد، ولی به شکلی معجزه‌آسا در آخر کار با کمترین تاوان و مجازاتی سربلند و شاد از دل بلا‌هایی که سر بقیه درآورده بود، بیرون آمد. مثل آرزوهایش، مسؤول ماهی‎سرا شد، با شادی ازدواج کرد و حسابش را با آقا قاسم تسویه کرد!

یکی دیگر از شخصیت‌ها و عاقبت‌های جالب داستان، شادی بود که واقعا شاد و خوشحال خلق شد و به نمایش درآمد. او هم مثل سامان یک پای درگیری‌های شکل گرفته برای آرش و دیگر افراد سریال بود، اما در کل مجموعه فقط به دنبال عشق خود و در حالی که برادرش مرتکب قتل شده و در زندان است، پیگیر ازدواجش با سامان بود! همین طور شخصیت پونه، خواهر پژمان بیست و چند قسمت روی تخت نشسته و به پدر و برادرش زنگ می‌زند و احوالپرس است و به یکباره سر پا می‌شود و سر رشته امور را به دست می‌گیرد و....

از این همه بگذریم، شخصیت و بازی خوب رونا نظری و آرش جوانمردی نقاط قوت دل‌دار بود که موجب پیگیری بیشتر بینندگان می‌شد. آرش داستان نشان داد، می‌توان نخبه بود و درس را برای امرار معاش خانواده رها کرد. می‌توان عاشق شد و این عشق را به عشق بالاتری که مادر است، ترجیح داد و همین طور حتی ممکن است چنین فرد پاک و سفیدی دست به جرم بزرگی، چون قتل بزند، ولی همه راه‌ها را به‌روی خود نبندد و باز هم راه درست را انتخاب کند و به زندگی بازگردد. همین طور رونا، دختری که علیرغم همه ناملایمات و مخالفت‌ها، پای عشق خود ایستاد و حتی با گذشتن از ازدواج با آرش او را همراهی کرد و در نتیجه با صبر و شکیبایی پیشه کردن و حفظ کردن امید خود در همه حال، پایان خوشی را هم برای خود و هم آرش و وابستگانش رقم زد.

علی‌رغم نکات یادشده، روشن است که با در نظر آوردن کار‌های درخشان برادران محمودی در سینما و نیز فرم متفاوت، جدید و جالب مجموعه‌سازی آن‌ها باید همچنان چشم‌انتظار کار‌های ارزشمند و قوی‎تر این دو برادر هنرمند در آغاز راه سریال‌سازی در رسانه ملی باشیم.

جام‌جم

جسد تیام در تور مرد ماهیگیر



 اخبار حوادث,خبرهای حوادث ,حوادث روز پرونده ربودن پسربچه چهار ساله از سوی زن معتاد پس از 23 روز با پیدا‌شدن جسد تیام در منطقه خجیر وارد مرحله تازه‌ای شد. مرد ماهیگیری جسد پسربچه را در رودخانه پیدا کرده بود.

به گزارش جام‌جم، 25اردیبهشت امسال خانواده‌ای با حضور در شعبه 11 دادسرای جنایی تهران از ربوده شدن پسر چهارساله‌شان به نام تیام از سوی زنی جوان خبر دادند.

با دستور بازپرس واحدی، تیمی از ماموران اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران تحقیقات برای بازداشت زن کودک‌ربا و نجات پسر خردسال را آغاز کردند. ماموران با تحقیق از خانواده کودک متوجه شدند تیام همراه برادر و مادرش به خانه مادربزرگ خانواده در شرق تهران رفته بودند که زن کودک‌ربا او را در خیابان دیده و به بهانه بازی با فرزندش او را با خود برده است.

همچنین در بازبینی دوربین‌های مداربسته دریافتند، زن معتاد تیام را داخل کارتنی گذاشته و با خود برده است. چند روز بعد متهم در یکی از بوستان‌های شهر تهران شناسایی و بازداشت شد. او مدعی بود تیام را برای گدایی برده اما او را در چهار راه تیرانداز در شرق تهران گم کرده است.

ماموران با هماهنگی قضایی به آنجا رفتند اما هرچه محل را جست‌وجو کرده و دوربین‌های مداربسته اطراف آنجا را بازبینی کردند، ردی از حضور این زن و پسر ربوده‌شده به دست نیامد.

زن کودک‌ربا دوباره بازجویی شد و این بار به افسر تحقیق گفت: دو پسر دارم که یکی از آنها همسن تیام بود. چند سال پیش گرفتار مصرف شیشه شدم و همین باعث شد همسرم مرا طلاق دهدو حضانت دو پسرم را برعهده بگیرد.

دیگر جا و مکانی برای ماندن نداشتم و کارتن‌خواب شده بودم. برای تامین هزینه زندگی‌ام و خرید شیشه گدایی می‌کردم و با جمع‌آوری ضایعات و فروش آن هزینه زندگی‌ام تامین می‌شد .آن روز تیام مرا به یاد پسرم انداخت که چند سال بود او را ندیده بودم. وی را ربودم و با خودم بردم. چند روزی با هم بودیم و او را همراه خودم به گدایی می‌بردم سرانجام هم او را برای گدایی به جاجرود بردم و او را زیر پلی در جاجرود رها کرده و متواری شدم .

با توجه به ادعای جدید زن کودک‌ربا، ماموران به محلی که او گفته بود، رفتند تا شاید ردی از پسر ربوده‌شده پیدا شود اما هیچ اثری از پسربچه نبود. سرانجام عصر جمعه جسد پسر بچه در منطقه خجیر جاجرود پیدا شد.

عمه تیام، مرگ برادرزاده‌اش را تایید کرد و به جام‌جم گفت: عصر روز جمعه، هفدهم خرداد امسال یکی از ماموران پاسگاه جاجرود با برادرم تماس گرفت و اعلام کرد جسد کودکی را در رودخانه خجیر یافته‌اند. برادرم با اطلاع از این تماس خودش را به پاسگاه رساند.

مردی هنگام ماهیگیری در رودخانه جسد پسر خردسال را یافته بود. از زمانی که تیام گم شد ما عکس و مشخصات او را در اختیار همه مراکز پلیس از جمله پاسگاه جاجرود هم قرارداده بودیم. ماموران از طریق عکس و مشخصاتی که از تیام در اختیار داشتند گمان بردند او باید همان برادرزاده گمشده‌ا‌م باشد. برادرم از روی لباس‌هایی که او به تن داشت و موهای سرش متوجه شد جسد متعلق به تیام است .

وی ادامه داد: ساعاتی بعداز کشف جسد، آزمایش دی‌ان‌ای از جسد تیام گرفته و قرار شد والدین او نیز آزمایش دی‌ان‌ای را انجام دهند و بعد از آن جسد تحویل خانواده برادرم شود. ماموران همزمان با کشف جسد تیام در رودخانه به تحقیق از زن کودک‌ربا پرداختند که این زن مدعی شد می‌خواسته کودک را برای گدایی ببرد و بعد او را بفروشد.

آن روز هم او را با خود به جاجرود برده است. متهم مدعی بود همراه کودک کنار رودخانه بودند که ناگهان پای تیام سر خورده و او داخل رودخانه جاجرود افتاده است. بعداز آن هم زن کودک‌ربا محل را ترک می‌کند که بعد از چند روز دستگیر شده و در این مدت از ترس سکوت کرده و اطلاعات درستی درباره محل رها کردن و حادثه‌ای که برای تیام رخ داده بازگو نکرد.

با ۶ نمونه از غول‌آساترین جابه‌جایی‌های جهان آشنا شوید!



ساخت سازه‌های غول‌آسا به ویژگی‌های خارق‌العاده مهندسی نیاز دارد. اما باید گفت تنها این سازه‌های عظیم نیستند که ما را به حیرت وامی‌دارند، بلکه تصور جابه‌جایی آن‌ها هم بسیار شگفت‌انگیز است.

بار‌ها پیش می‌آید انسان مجبور می‌شود به دلایل مختلف سازه‌های عظیمی را که بنا کرده، جابه‌جا کند. از این سازه‌ها می‌توان به موشک‌های فضایی بزرگ و قرار دادن آن‌ها روی سکوی پرتاب یا بنا‌های قدیمی که باید برای سالم ماندن جابه‌جا شوند، اشاره کرد. اما امروزه انسان با توجه به علم مهندسی بی‌نظیری که به آن دست یافته است، می‌تواند چنین اجسام بزرگی را به مکانی دیگر منتقل کند. در ادامه به چند نمونه از اجسام و بنا‌هایی که با دستگاه‌های غول‌پیکر جابه‌جا شده‌اند اشاره می‌کنیم.

ایستگاه پژوهشی هالی، قطب جنوب

 اخبارگوناگون,خبرهای گوناگون ,غول‌آساترین جابه‌جایی‌ها

«قرمز بزرگ» نام مستعاری است که به ایستگاه پژوهشی هالی -که قابل جابه‌جایی است- داده‌اند. این ایستگاه زیر نظر سازمان جنوبگان بریتانیا اداره می‌شود. این بنا دارای یک اتاق غذاخوری، آشپزخانه، یخچال بزرگ، سالن استراحت، باشگاه ورزشی و یک بوفه کوچک است. این ایستگاه بدون وجود افراد و اثاثیه، حدود ۲۲۰ تن وزن دارد. ایستگاه پژوهشی هالی روی «یخ‌تاق برانت» قرار داشت که بیش از ۱۵۰ متر ضخامت داشت و شناور بود. این یخ شناور هر سال حدود ۴۰۰ متر در جهت غرب و به سمت دریا حرکت می‌کرد.

وجود این ایستگاه به دلیل مطالعاتی که انجام می‌دهد بسیار مهم است و به بررسی وضعیت تغییرات آب و هوای قطبی می‌پردازد و در جست‌وجوی شهابسنگ‌های جنوبگان بسیار به کار می‌آید. جالب است بدانید حفره لایه ازن جنوبگان را پژوهشگران این ایستگاه در سال ۱۳۶۴/ ۱۹۸۵ شناسایی کردند.

اواخر سال ۱۳۹۵/ اوایل سال ۲۰۱۷ میلادی، این ایستگاه به دلیل ایجاد ترک‌هایی روی یخ‌تاق برانت که روی آن قرار داشت، باید به مکانی دیگر- حدود ۲۴کیلومتر به سمت شرق- منتقل می‌شد. در آن موقع این ایستگاه پژوهشی، بزرگ‌ترین سازه‌ای بود که نیاز به تغییر مکان داشت. این جابه‌جایی با استفاده از دو بولدوزر بزرگ و یک برف‌کوب به نام پیستن بالی «PistenBully» انجام شد. این کار تقریبا پنج ساعت طول کشید!

موشک سایوز- اف. جی، قزاقستان

 اخبارگوناگون,خبرهای گوناگون ,غول‌آساترین جابه‌جایی‌ها

در پایگاه فضایی بایکانور قزاقستان، رسم این است که هنگام جابه‌جایی یک موشک، روی ریل قطار چند سکه قرار می‌دهند. قطار دیزلی وقتی به سمت مقصد خود به راه می‌افتد، سکه‌ها را خرد می‌کند. اکنون این قطار قصد دارد موشک سایوز اف. جی را به سکوی پرتاب پایگاه فضایی بایکانور منتقل کند. این پایگاه فضایی، سال ۱۳۴۰/ ۱۹۶۱، شاهد پرواز یوری گاگارین به عنوان اولین انسان به فضا بوده است.

دو روز بعد از این‌که این تصویر از موشک در اسفند ۱۳۹۶/ مارس ۲۰۱۸ گرفته شد، دو فضانورد آمریکایی و یک روسی با آن به ایستگاه فضایی بین‌المللی فرستاده شدند. بعد از این‌که برنامه شاتل فضایی ناسا در سال ۱۳۹۰/ ۲۰۱۱ تعطیل شد، بیشترین پرتاب‌های موشک، از این پایگاه فضایی انجام می‌شوند. این پایگاه فضایی ابتدا به وسیله وزارت دفاع شوروی در سال ۱۳۳۴/ ۱۹۵۵ برای پرتاب موشک‌های بالستیک تاسیس شد. امروزه، مسیر قدیمی قطار نزدیک این پایگاه به مسیری برای جابه‌جایی موشک‌های ۳۰۵ تنی شده تبدیل است.

حمام قدیمی آرتوکلو، ترکیه

 اخبارگوناگون,خبرهای گوناگون ,غول‌آساترین جابه‌جایی‌ها

این حمام قدیمی که در شهر تاریخی حسن‌کیف (Hasankeyf) ترکیه قرار دارد، قرن‌ها قدمت داشته و حدود ۱۵۰۰ تن جرم دارد. مسؤولان این شهر پس از سرریز شدن سد هیدروالکتریکی ایلیسو که به تازگی ساخته شده است، تصمیم گرفتند این حمام را از شهر خارج و به درون یک پارک ویژه آثار باستانی منتقل کنند.

برای این کار پی بنا روی پلتفرم بتونی ثبت و سپس با وسیله نقلیه ماژولار ۲۵۶ چرخی جابه‌جا شد. مسیر جابه‌جایی فقط سه کیلومتر بود، اما این انتقال، بیش از ۹ ساعت طول کشید. این بنا حداقل ۶۵۰ سال قدمت دارد و البته تنها بنایی نیست که جابه‌جا شده است. مقبره زینل بی (Zeynel Bey) - پسر یکی از حاکمان قرن ۱۵ ترکیه- و یک مسجد قدیمی هم به مکانی دیگر منتقل شدند. جابه‌جایی این حمام و بنا‌های قدیمی دیگر بسیار جالب و تاثیرگذار هستند، اما این نقل و انتقال، همواره مورد بحث بوده است. مثلا یکی از باستان‌شناسان ترکیه معتقد است، این بنا‌ها به مکان‌هایی منتقل شده‌اند که به آن مناطق تعلق ندارند و در این زمینه با کارشناسان مشورت نشده است.

آنتن رادیوتلسکوپ آلما، شیلی

 اخبارگوناگون,خبرهای گوناگون ,غول‌آساترین جابه‌جایی‌ها

ارائه میلی‌متری بزرگ آتاکاما (Atacama Large Millimeter Array) که به اختصار آلما نامیده می‌شود و در شیلی واقع شده است. منجمان در صحرای آتاکامای شیلی، با استفاده از این رادیوتلسکوپ مشغول بررسی کهکشان‌های نزدیک زمین و چگونگی شکل‌گیری ستاره‌ها هستند. این رادیوتلسکوپ متشکل از ۶۶ آنتن مجزاست که سراسر فلات بزرگ چاجنانتور در صحرای آتاکامای شیلی پراکنده است. این فلات پنج کیلومتر بالاتر از سطح دریا قرار دارد و آنتن رادیوتلسکوپ آلما، یکی از تلسکوپ‌های عظیم‌الجثه‌ای است که تاکنون ساخته شده است. این آنتن‌ها پیوسته در حال چرخش هستند و تقریبا هر هفته سه بار به دور خود می‌چرخند تا به این ترتیب اجسام آسمانی متفاوتی را رصد کنند.

منجمان بر اساس توان تفکیک و دامنه دید اجرامی که می‌خواهند در آسمان رصد کنند، این آنتن‌ها را چیده‌اند. این آنتن‌های بزرگ با استفاده از ماشین‌های حمل و نقلی که ۲۰ متر ارتفاع داشته و ۲۸ چرخ دارند، جابه‌جا می‌شوند و در مکان مورد نظر منجمان قرار می‌گیرند. البته سرعت این ماشین‌ها با این حجم از وزن و جثه، بسیار کم و فقط ۱۲ کیلومتر در ساعت است.

برج پرتاب موشک متحرک ناسا، ایالات متحده

 اخبارگوناگون,خبرهای گوناگون ,غول‌آساترین جابه‌جایی‌ها

در این تصویر می‌بینید یک کامیون به اطراف آب می‌پاشد تا خاک بلند شده از جابه‌جایی تازه‌ترین برج پرتاب موشک ناسا را مهار کند. این برج در حال منتقل شدن به مرکز فضایی کندی در فلوریدا برای پرتاب موشک Pad ۳۹B است. این برج پرتاب، ۱۱۵ متر ارتفاع دارد و در حال حاضر دوره آزمایشی خود را می‌گذراند و قرار است در دهه آینده، نیروی پیش از پرتاب موشک، ارتباطات و اتصالات الکترونیکی سیستم پرتاب فضایی ناسا را تامین کند. ناسا قصد دارد با استفاده از این سامانه پرتاب فضایی، نیروی مورد نیاز موشک‌های نسل بعدی این ایستگاه فضایی را برای فرستادن فضانوردان به سیاره مریخ فراهم کند.

این وسیله حمل و نقل که در حال جابه‌جایی برج پرتاب است، یکی از دو ماشین حمل و نقل خزنده ناساست که ۵۰ سال است موشک‌ها و سفینه‌های فضایی گوناگون را حمل می‌کند. این ماشین همان طور که از نامش مشخص است، بسیار آهسته و با سرعت ۶/۱ کیلومتر در ساعت حرکت می‌کند. این وسیله به تازگی اصلاح شده و می‌تواند اجسامی با جرم ۸۰۰۰ تن را جابه‌جا کند. البته این تنها ماشینی در دنیا است که می‌تواند چنین قدرتی داشته باشد.

توربین بادی، هلند

 اخبارگوناگون,خبرهای گوناگون ,غول‌آساترین جابه‌جایی‌ها

اگر وسیله نقلیه بزرگی ندارید که بتواند یک توربین بادی بزرگ را جابه‌جا کند، می‌توانید با شرکت شوئرل (Scheuerle) مستقر در آلمان تماس بگیرید و سفارش ساخت یکی از این وسایل نقلیه را بدهید. این شرکت از دهه ۱۳۵۰/ ۱۹۷۰، تریلر‌های حمل و نقل ماژولار می‌سازد که می‌توانند سنگین‌ترین بار‌های دنیا - از کشتی گرفته تا ماهواره- را جابه‌جا کنند. این پلتفرم چرخدار، از واحد‌های مجزا تشکیل شده که کنار هم چیده و به هم متصل شده‌اند. این توربین‌های بادی که قرار بود در بندر ایمزهیون (Eemshaven) هلند به صورت ایستاده جابه‌جا شوند، با استفاده از تریلر‌های ماژولار این شرکت آلمانی به مکان مورد نظر منتقل شدند.

چهار واحد تریلر ماژولار کنار هم قرار گرفتند و ۱۲ توربین را جابه‌جا کردند. هر یک از این تریلر‌ها از راه دور و با دقت کنترل می‌شدند تا انتقال به‌درستی انجام شود.

انسان با کمک فناوری و تولید ماشین‌های عظیم‌الجثه تاکنون توانسته است، اجسام بزرگ را با دقت جابه‌جا کند و هر روز کاری شگفت‌آورتر از گذشته انجام دهد.

جام جم